مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Wednesday 21 August 2019 - الأربعاء 20 ذو الحجة 1440 - چهارشنبه 30 5 1398
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • چيستي جنبش‌هاي معنوي نوپديد  
  • 1391-10-09 16:19:1  
  • تعداد بازدید : 62   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • چیستی جنبش‌های معنوی نو پدید
    درآمد
    جنبش‌های معنوی نوین یا حرکت‌های نوپدید دینی موضوعی است که در چند دهة گذشته بسیاری از دین‌شناسان، جامعه‌شناسان و الهی‌دانان را به پژوهش و نظریه‌پردازی واداشته است. هر پدیده‌ای پیش از آنکه موضوع حکم یا تجزیه و تحلیل قرار گیرد، لازم است که به خوبی شناسایی شود. همة علومی که به نوعی با جنبش‌های معنوی نوین مواجه هستند، ناگزیرند که این پدیده را به عنوان موضوع کار خود فی حد ذاته شناسایی کنند. اگرچه جنبش‌های معنوی نوین (جمن‌ها) در علوم گوناگون از زوایایی مختلف موضوعیت دارند، اما نفس این موضوع نیازمند بررسی مستقلی است که باید فارغ از چارچوب‌های نظری خاص علوم گوناگون انجام شود.
    اگر مطالعه و پژوهش در بارۀ جنبش‌های معنوی نوین (جمن‌ها) را یک حوزة مطالعاتی بین رشته‌ای بدانیم، بیشتر به این بررسی مستقل احساس نیاز خواهیم کرد. زیرا سامان گرفتن یک حوزة مطالعاتی بین رشته‌ای محتاج موضوعی واحد است که رویکردها و چارچوب‌های نظری متنوع علوم را گرد هم آورد و موضوعی را که قابل مطالعه و بررسی در علوم مرتبط است، تعریف کند. یک موضوع بین رشته‌ای باید به قدری نیرومند باشد که بتواند چندگانگی علوم مرتبط را به انسجام برساند و به عنوان دانشی میان رشته‌ای به آن هویت و پایداری ببخشد. البته نیرومندی موضوع دو سرچشمه دارد: نخست میزان مسأله‌سازی آن برای انسان در عرصة عمل و زندگی، دوم شفافیت و تنقیح موضوع در ساحت علم و نظر.
    تعریف و تبیین هرچه شفاف‌تر موضوع جمن‌‌ها تأثیر مستقیمی در بهبود کیفیت مطالعات و تحقیقات مربوطه دارد.
    افزایش توجه به مسائل مرتبط با این موضوع، شفافیت و کاهش ابهامات نظری، ارائة نظریات تازه، کشف شدن مسائل مورد غفلت، اتخاذ نظریات پایه و چارچوب‌های نظری مناسب‌تر و... نتایج علمی است که با موضوع‌شناسی بهتر، به دست می‌آید. هم از این رو این تحقیق کوششی است برای تعریف جنبش‌های معنوی نوین.
    انواع تعاریف
    جان سالیبا در کتاب فهم جنبش‌های نوپدید دینی سه گروه از تعاریف را بیان می‌کند که هر کدام متعلق به یک دانش‌ متفاوت است. از دیدگاه سالیبا گروهی از تعاریف روانشناختی هستند، دسته‌ای جامعه‌شناختی و بخش دیگر تعاریف الهیاتی و برای هرکدام از این مجموعه تعاریف نمونه‌هایی ذکر می‌کند.1 این تعاریف گذشته از اشکالات اساسی که دارند و ازسوی محققان مورد نقد قرار گرفته‌اند، بزرگترین مشکل‌شان این است که با فرهنگ ما سازگاری ندارند و بومی نیستند. مسأله بومی بودن تعریف جمن‌ها به گذشته از این اجتماعی بودن موضوع با ماهیت دینی که دارد، اهمیت و ضرورت مضاعف پیدا می‌کند و بدون شک یک تعریف وارداتی نمی‌تواند در تحلیل واقعیت‌های اجتماعی جامعه ما کارآمد باشد.
    به سوی یک تعریف کارآمد
    برای تعریف جنبش‌های معنوی نوظهور لازم است در ابتدا مفردات و واژگان این عبارت تعریف شود و سپس پیش فرض‌های تعریف، مورد بررسی قرار گیرد و سرانجام تعریف نهایی ارائه گردد.
    جنبش
    هنگامی‌که جمعی از مردم برای تغییر در عناصر اجتماعی یا حفظ برخی از عناصر اجتماعی سازمان‌دهی شوند، جنبش اجتماعی شکل می گیرد. بنابراین جنبش اجتماعی از آشوب اجتماعی پیشرفته‌تر و تکامل یافته‌تر است و می‌توان ویژگی‌های آن را این‌طور برشمرد: 1. هدف داری 2. داشتن برنامه و ایدئولوژی.2
    اگر یک جنبش بتواند افکار عمومی را با خود همراه کند و موانع پیش روی خود را بردارد، به ایجاد نهادهای جدید اجتماعی یا به وجود آوردن تغییر در نهادهای گذشته دست خواهد یافت، در غیر این صورت به فروپاشی خواهد رسید و گاهی ممکن است در آستانه فروپاشی به آشوب و اغتشاش تبدیل شود.
    جنبش‌های اجتماعی انواع متفاوتی دارند. جنبش‌های ترقی خواه تلاش می‌کنند با ایجاد تغییرات مثبت در نهادها و سازمان‌ها وضع جامعه را بهبود بخشند. مثل جنبش‌های کارگری یا جنبش‌هایی که برای ابعادی از سلامت اجتماعی شکل می‌گیرند.
    جنبش‌های واپسگرا می‌خواهند جامعه را به وضعیت گذشته بازگردانند. جنبش‌های نمایشی هنگامی شکل می‌گیرند که گروهی از مردم خود را در وضعیت ناامید کننده‌ای می‌بینند و می‌کوشند تا نارضایتی و تفاوت نگرش خود را به مردم اعلام کنند. کوئن جنبش‌های احیای مذهبی و معنویت‌های نوظهور را از نوع جنبش‌های نمایشی تلقی می‌کند.3
    جنبش‌های اصلاح‌طلب، قصد تغییر برخی از شئون جامعه را دارند، بدون این‌که به دنبال دگرگونی کامل جامعه باشند. جنبش‌های آرمانگرا به منظور ایجاد محیط اجتماعی ایده‌آل برای گروه کوچک پیروان شکل می‌گیرد. به این جنبش‌ها انزواطلب یا جدایی‌طلب هم گفته می‌شود.4
    جنبش‌های معنوی نوظهور شامل طیف وسیعی از جنبش‌ها هستند و در میان آنها بسیاری از انواع جنبش‌های اجتماعی دیده می‌شود برخی از آنها آرمان‌گرا هستند. معمولاً جنبش‌های کمون‌گرا نظیر جنبش اُشو در این دسته جای می‌گیرند.
    برخی دیگر واپسگرا هستند مثل جنبش‌هایی که بازگشت به سنت‌های کهن را به همراه نفی دستاوردها و تجربیات تازة بشری مورد تأکید قرار می‌دهند. برخی دیگر محافظه کارند نظیر برخی از گرایش‌های جنبش عصر جدید که می‌کوشند مادیات و موفقیت را به عنوان آرمان‌های بشری معرفی کنند و نظام زندگی کنونی و تمدن لیبرال دموکراسی را بهترین مدل زندگی می‌دانند.
    با توجه به شرایط اجتماعی ایران در تاریخ معاصر جهان و ارائه الگوی جمهوری اسلامی مبتنی بر علم و دین و عقلانیت و معنویت، بسیاری از جنبش‌های معنوی جدیدی که با خواستگاه برون مرزی ظهور و بروز پیدا کرده‌اند عموماً واپسگرا محسوب می‌شوند. اگر چه در خواستگاه خودشان اصلاح طلب، نمایشی، ترقی‌خواه و یا محافظه‌کار تلقی شوند. حتی جنبش‌هایی که در کشور ما خواستگاه داخلی دارند و در ظاهر از سوی ایرانیان پایه‌گذاری شده‌اند، اما از الگوها و مبانی پیش از جمهوری اسلامی استفاده کرده‌اند، (نظیر انجمن حجتیه) و یا اساساً از مبانی فرهنگی و فکری غیر اسلامی برخوردارند (مثل عرفان حلقه یا جنبش رام‌الله) در قیاس با شاخص‌های فرهنگی و اجتماعی ایران امروز واپسگرا و ارتجاعی ارزیابی می‌شوند.
    جنبش‌های معنوی نوین معمولاً تلفیقی میان تفکرات هزاران سال پیش شرقی و تفکر صدها سال پیش غربی است و الگوهای این تلفیق از اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم طراحی شده است. با توجه به اینکه در این تلفیق‌ها، مبانی تمدن غرب به عنوان چارچوب اصلی اتخاذ شده و قرائت‌های نوظهور از معنویت شرقی در این چارچوب بازتولید شده است، معمولاً معنویت‌های نوظهور مبتنی بر مبانی مدرنیته و پست مدرنیته نظیر سکولاریسم، اومانیسم، لیبرالیسم و ساینتیسم هستند و با شاخص‌های حیات دنیوی غرب تطبیق پیدا می‌کنند.
    تفکر جمهوری اسلامی با تکیه بر توحید متعالی، معاد باوری، باور عقلانی به وحی و نبوت، برخورداری از متن مقدس منزه از تحریف، رویکرد رسالتی و تکلیفی به جامعه‌سازی و باور به امام زندة معصوم(ع) و با هدف تحقق حکومت اسلامی در جهان، الگوی معنوی تحول آفرینی را ارائه می‌دهد که با شاخص‌های حیات طیبه منطبق است و استعداد انتقال جامعه جهانی به حیات طیبه را دارد.
    به هر روی با توجه به جنبش جهانی انقلاب اسلامی که در مرحله ملی موفق به نهادسازی شده و جمهوری اسلامی ایران را شکل داده و اکنون به نهادسازی در سطح بین‌الملل رسیده است، هر جنبش معنویت‌گرایی که به مبانی پیشا‌جمهوری اسلامی تکیه کند، در فضای فکری و فرهنگی که جمهوری اسلامی پدید آورده، واپسگرا ارزیابی می‌شود.
    معنوی
    معنویت مفهوم مبهمی است که همین ابهام شرایط بسیار خوبی را برای نام‌گذاری یک پدیده مبهم ایجاد می‌کند. برای پدیده‌ای مبهم با مصادیق پرشمار و متناقض که گاهی دین، گاهی عرفان، گاهی سبک روان درمانی و گاهی مکتب فلسفی خوانده می‌شود، مناسب‌تر از معنویت مفهومی نمی‌توان یافت.
    معنویت به معنای کاوشی درونی غالباً در مقابل مادی، فیزیکی و بیرونی قرار داده شده است. بعضی "معنویت" را موضوعی گسترش یافته‌تر از "دین" می‌دانند که کمتر نهادینه شده است. در برابر این نگرش گروهی دیگر معنویت را به عنوان قلب دین می‌دانند که به ویژه در تجربه‌های دینی و عرفانی حاصل می‌شود.5
    این واژه در سیاق‌های کاملاً متنوع و متفاوتی به کار گرفته می‌شود و تعریف آن چندان ساده نیست. بعضی از افراد در ارجاع به "معنویت" یا "امر معنوی" کمی احساس سختی می‌کنند، چون که آن‌را به صورتی دوگانه انگارانه درک می‌کنند. چنانچه گویی در مقابل "ماده" و یا "امر فیزیکی" یا "جهان" قرار دارد. دیگران مفهوم "امر معنوی" یا "معنویت" را به "امردینی" یا "دینی" ترجیح می‌دهند، چون‌که کمتر نهادینه شده و بیشتر حالت پخش و اشاعه دارد."6
    معنویت خارج از چارچوب دین، معانی زیادی دارد. ما از انسان‌های با روحیه‌اي که رفتاری با روحیه به نمایش می‌گذارند سخن می‌گوییم؛ روحیه عاملی مشخص در شخصیت انسان است؛ ما در بارة روحیه‌های بالا و پایین و حتی نوشابه‌های الکلی تقطیر شده به نام "روحیه‌ها" (spirits) صحبت می‌کنیم... با این کاربرد اصولاً spirit (روح) به معنای انرژی اعم از جسمی یا روانی است.7
    گستره مفهوم معنویت طیف وسیعی از جنبش‌هایی را که بعضی از آنها به مواد مخدر، بعضی به رقص و سکس، برخی به مراقبه یا خدمات اجتماعی و برخی به بشقاب‌های پرنده و گروهی به عبادت و ریاضت رو می‌آورند پوشش می‌دهد. معنویت مقسمی است برای اقسام و انواع معنویت‌هایی که ماهیت دینی، عرفانی، روانشناختی، فراروانشناختی، اخلاقی و فلسفی دارند. بنابراین می‌توانیم به سادگی این جنبش‌ها را معنوی بنامیم. معنوی به معنای "هر نوع فراروی از هنجارهای تمدن محض مادی" اگر چه در قالب رؤیا، توهم و باور به شیطان باشد.
    واژۀ معنویت با ویژگی‌هایی نظیر تقابل مفهومی با مادیت، نهادینه نشدگی، ابهام و عمومیتی که نسبت به مفاهیمی نظیر دین، مذهب و عرفان دارد، موجب گزینش آن برای عنوان‌گذاری و تعریف جنبش‌های معنوی نوین شده است. در تعریف ارائه شده معنویت، هر نوع اعراض از ارزش‌ها و معیارهای تمدن لیبرال - سرمایه‌داری است. البته گاهی این اعراض ابعاد گسترده‌ای پیدا می‌کند، که به پیدایش جریان‌های ضد فرهنگ و جنبش‌های طرد‌کننده دنیا می‌رسد، و گاهی اعراض از ارزش‌های سرمایه‌داری به تأیید برخی از آرمان‌ها و ارزش‌های سرمایه‌داری با توجیهات معنوی می‌پردازد. در این جریان‌ها اعراض از ارزش‌های تمدن مادی و سرمایه‌داری دامنه محدودی پیدا می‌کند. در جنبش‌های تأیید‌کننده دنیا تنها اعراض از تفسیر مادی محض جهان و به‌کارگیری ابزار صرفاً مادی وجود دارد، اما در نهایت با تفسیر فرامادی و ابزارهای فرامادی می‌کوشند که به سوی آرمان‌های سرمایه‌داری و اهداف مادی حرکت کنند.
    معنای جدید بودن
    جنبش‌های معنوی نوین به چه معنا نوین هستند؟‌ در این باره ناگزیریم که یک محدودة زمانی را تعیین کنیم. حتي اگر معیارهای محتوایی برای تعیین معنای نو بودن پیشنهاد شود، باز هم گریزی از مشخص کردن تقریبی یک مرز زمانی برای نو و آنچه نوین است، ضروری به نظر می‌رسد. زیرا وجهی ندارد که ما معیارهایی را ارائه دهیم که در فرقه‌های دینی و جنبش‌های معنویت‌گرای صدها و هزاران سال پیش هم وجود داشته باشد و بعد آنها را هم در شمار جنبش‌های معنوی نوین به حساب آوریم. از این‌رو صاحب‌نظران این حوزه "جديد" را مربوط به مقاطع مختلفى دانسته‏اند:
    كلارك معتقد است که این جنبش‌ها بعد از جنگ جهانى دوم به وجود آمده‌اند. باركر، از دهه 1950 به بعد را معیار نو بودن می‌داند. ملتون معتقد است که دهه‏هاى 1960 و 1970 دورة پیدایش ادیان جدید بوده است. مور سال 1982؛ بكفورد سال 1985 و نلسون سال 1987 را سال طلایی برای تعیین مرز نو و کهنه‌بودن جنبش‌های دینی می‌دانند.
    اين چارچوب‏هاى زمانى به دلايل مختلف مشكل‏آفرينند؛ اگر اين مقاطع به زمان پيدايش اين سازمان‏ها مربوط است بايد دانست كه تعداد نسبتاً اندكى از آنها بعد از جنگ جهانى دوم به وجود آمده‏اند. اگر نقطه بُرش را دهه 1950 بدانيم كليساى اتحاد و كليساى علم‏شناسى مشمول اين جنبش قرار خواهند گرفت، اما ويپاسانا (كه در سال 1914 بازيابى شد)، كريشنا مورتى (كه هويت مستقل خود را به عنوان يك رهبر روحانى در سال 1929 تثبيت كرد)، سوكا گاكاى (كه در سال1930 بنياد نهاده شد)، برهما كوماريس (1938) و راه بين‏المللى (1942) به وضوح از اين رده خارج مى‏شوند.
    همچنين در نظرگرفتن تاريخ ورود دين‌های شرقی به غرب به عنوان معيار تعريف، كارى ناصواب است. چرا که چندين جنبش نوپديد دينى (مانند پيروان مكتب خودشناسى يوگاناندا) پيش از جنگ به غرب آمده‏اند. البته اين نيز مورد تصديق است كه دين‏هاى بزرگ جهان (غير از مسيحيت) در اصل بعد از جنگ به اروپا وارد شدند.
    مرجع قراردادن غرب از اين جهت نيز نادرست است، چرا كه پديده جنبش‏هاى نوپديد دينى پديده‏اى جهانى است و صرفاً غربيان را تحت تأثير قرار نداده است. جنبش نوبنياد "احياى ده فرمان خدا" جاى زيادى را در رسانه‏ها و حلقه‏هاى ضدفرقه‏اى به خود اختصاص داده است؛ با اينكه هيچ‏گاه در پى تأثيرگذارى بر غرب نبوده و كاملاً روشن است كه هيچ غربى‏اى را نمى‏شناسيم كه ترك دين كرده، به آن پيوسته باشد. از این‌رو نظریة بلندنظرانه‌ای از سوی روبرت اس. الوود و هرى بى. پارتين مطرح شده که تقريبا 150 سال (به طور تقريبى) را ترجيح مى‏دهند تا با كمى انعطاف جنبش‏هايى مانند شهود يهوه، قديسان آخر‌الزمان، كرايستادلفيان‏ها، علم مسيحى و تئوزوفى وارد شوند، اگرچه سُوئيدِنْبِرگ‏ها يا كوئيكِرها در آن نمى‏گنجند.
    به نظر می‌رسد که می‌توانیم یک معیار محتوایی داشته باشیم و بر اساس آن به طور تقریبی قلمرو زمانی قابل قبولی هم به دست آوريم. به طور مشخص پیشنهاد می‌کنم که در اصطلاح جنبش‌های معنوی "نوین" یا "جدید" را به این صورت تعریف کنیم: تمام جنبش‌های معنوی و دینی که به نوعی در واکنش به مبانی، مقتضیات و معیارهای مدرنیته پدید آمده‌اند. این تعریف گسترة وسیعی از جنبش‌های معنوی و فرقه‌‌های دینی را در بر می‌گیرد. از یک سو جنبش‌هایی که می‌کوشند فهمی سازگار با مبانی، مقتضیات و معیارهای مدرنیته از دین ارائه دهند مثل عصر جدید و از سوی دیگر جنبش‌هایی مثل شیطان‌گرایی که می‌کوشند بخشی از این مبانی، مقتضیات و معیارها را به چالش بکشند.
    با این معیار از زمانی که مدرنیته سایة خود را بر فرهنگ و تمدن بشری افکند، پیدایش جمن‌ها آغاز شد. به طور مشخص عصر روشنگری و نیمه‌های سدة هجدهم را می‌توانیم سرآغاز این داستان بدانیم، داستانی که از نیمه‌های قرن هيجده آغاز شد، در قرن نوزده آرام پیش آمد، در قرن بیستم شتاب گرفت و از نیمة قرن بیستم به اوج رسید. با این وصف جنبش‌هایی که گاه در شمار جمن‌ها به حساب می‌آیند ولی از حدود نیمه‌های قرن هیجدهم پدید آمده‌اند، در چارچوب تعریف می‌گنجند.
    ادیان جدید یا جنبش‌های دینی نوپدید به طور مشخص از عصر روشنگری به تدریج از گوشه و کنار قلمرو تمدن غرب یا مناطقی که مهاجمان و مهاجران غربی قدم گذاشته بودند، سر برآوردند. این روند ادامه داشت تا اینکه بعد از جنگ جهانی دوم و از نیمة قرن بیستم، دانشمندان و محققان علوم اجتماعی این پدیده‌های دینی و معنوی نوظهور را جدی گرفتند و به مطالعه و بررسی آن پرداختند.
    در دهه‌های 1960 و 1970 موج پیدایش و گسترش جمن‌ها به‌شدت افزایش یافت 8و با حمایت‌ کانون‌های ثروت و قدرت و تلاش بی‌وقفة مراکز علمی و مؤسسات فرهنگی به پدیده‌ای جهانی تبدیل شد.9پس از سال 1979 میلادی برابر با 1357 شمسی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و نیروهای سلطه‌گر در نظام جهانی به قابلیت استراتژیک فرهنگ دینی مردم ایران پی‌بردند، کوشیدند که با گستردن دامنة جنبش‌های معنوی نوپدید در جهان و ایران هژمونی خود را حفظ کنند. هژمونی که از دوره رنسانس به تدریج بر علم و صنعت مبتنی بود و با گذر به دوران فراصنعتی قدرت اقناع خود را از دست می‌داد.
    پیش‌فرض‌های تعریف
    بدون شک نمی‌توانیم از جنبش‌های معنوی نوپدید تعریفی دقیق و جامع و مانع ارائه دهیم. پدیده‌ای که سال‌ها به عنوان فرقه‌‌های دینی مورد بحث قرار می‌گرفت، تا اینکه بارکر عنوان جنبش‌های نوپدید دینی را روی آن گذاشت و همین تعبیر هم با مقبولیتی که پیدا کرده است، هنوز رضایت خاطر تعدادی از محققان این موضوع را جلب نکرده است. مثلاً کریسایدز که از موضعی همدلانه به این تعبیر می‌نگرد، پیشنهاد می‌کند که حداقل واژة‌ سازمان را در کنار جنبش‌ها بیاوریم و بگوییم "سازمان‌‌ها و جنبش‌های نوپدید دینی" و دیگران با عنوان‌های گوناگون از آن سخن می‌گویند.
    بنابراین نمی‌توان به سادگی وارد تعریف این پدیده شد و لازم است که با ملاحظاتی به سوی تعریف مناسب حرکت کنیم. سرانجام هم نمی‌توان انتظار یک تعریف جامع و مانع را داشت و ناگزیر تعریفی که تاحد ممکن موضوع را روشن کند، پذیرفته است و صد البته باب تأمل و بازتعریف همچنان گشوده است و با نقد تعاریف پیشین می‌توان به تعاریف بهتری دست یافت.
    به نظر می‌رسد برای اینکه تعریفی مطلوب و رضایت‌بخش داشته باشیم و نه کامل و دقیق، بهتر است دو مطلب را شفاف کنیم. 1. پیش فرض‌های تعریف 2. اهدافی که انتظار داریم با این تعریف حاصل شود. یعنی حدود و تمایزهایی که تعیین‌شان مورد نظر است.
    اولین پیش‌فرضی که لازم است مورد توجه قرار گیرد بومی بودن تعریف است. دین در غرب و شرق ویژگی‌های خاصی دارد که این ویژگی‌ها تعاریف دین و سایر پدیده‌های فرهنگی را شکل می‌دهد. ما هم در خلأ بحث نمی‌کنیم. در فرهنگی بحث می‌کنیم که یک دین مشخص وجود دارد و بسیاری از مفاهیم بار معنایی ویژه‌ای پیدا کرده است.
    پیدایش و تعریف جنبش‌های معنوی نوین و مصادیق آن با نیازها و انتظارات بشر از دین و سابقة تاریخی دین در غرب گره خورده است. تعریف پژوهشگرانی که با توجه به فرهنگ غربی به این موضوع پرداخته‌اند و حتی مصادیقی که برای آن شناسایی می‌کنند، مطلق و جهانی نیست. بنابراین برای ارائة تعریفی که در شناسایی واقعیت‌های اجتماعی جامعۀ ایرانی مفید باشد و از دیدگاه الاهیاتی نیز توجیه پذیر شود، ناگزیریم که شرایط فرهنگی خود را در نظر بگیریم و تعریفی بومی ارائه دهیم. اگر تکثر فرهنگی و پیچیدگی پدیده‌های اجتماعی را در نظر بگیریم، روشن می‌شود که نمی‌توانیم تعریفی جهان‌شمول از جنبش‌ها نوپدید دینی ارائه دهیم. کسی هم تا‌کنون نتوانسته چنین کاری انجام دهد. بنابراین اولین پیش‌فرض برای تعریف این پدیده بومی بودن تعریف است. براین اساس پیش‌فرض‌های دیگری هم به وجود می‌آید.
    دومین پیش‌فرض واقع‌گرایی معنوی است. به این معنا که معنویت ارتباط با واقعیات فرا‌مادی است که در صدر تمام آنها خداوند تعالی است. معنویت صرفاً یک احساس و تجربۀ شخصی و درونی از ناکجا نیست، بلکه ارتباطی عمیق و چند جانبه با واقعیات متعالی است که معرفت، عواطف و احساسات فرد را به مشارکت می‌گیرد.
    سومین پیش‌فرض تعریف، رد سفسطه‌گرایی و معرفت‌پذیری امور معنوی است. به این معنا که واقعیات معنوی قابل شناخت است و انسان با در اختیار داشتن ابزارهای معرفتی گوناگون (حس، عقل، خیال و قلب) می‌تواند به واقعیت‌های معنوی معرفت داشته باشد. اگر چه امکان خطا نیز وجود دارد. اما معیارهایی برای سنجش معرفت درست و نادرست در دسترس وجود دارد.
    چهارمین پیش‌فرض این‌که دین اسلام، اجتهاد‌پذیر است و نوآوری در آن تئوریزه و روشمند شده است. بنابراین هر حرکت و جنبش نوآورانه‌ای آسیب‌زا و انحرافی نیست. اگرچه دامنة اثرگذاری آن گسترده و پیامدهای آن بسیار بزرگ باشد. زیرا با وجود منابع وحیانی مطمئن و غنی دینی و روش روشن و قابل تعلیم و تعلم اجتهاد، اگر فهم تازه و حرکت اجتماعی جدیدی هم صورت بگیرد شخص، گروه یا سازمان ارائه دهنده مهم‌تر از اصل دین و تعالیم اسلام نخواهد بود.
    برای مثال حرکت انقلابی امام خمینی+ با این‌که به یک معنا جنبشی دینی و نوپدید به شمار می‌آید، اما دین تازه و تعالیم جدید و جایگزین برای اسلام در آن ارائه نشده به همین علت در شمار جنبش‌های معنویت‌گرای انحرافی نمی‌گنجد. زیرا مبتنی بر متد منطقی فقهی است و پیوند خود را با سنت‌های دیرینه حفظ کرده و از این رو عموم علمای اسلام و مسلمانان کاملاً با آن ارتباط برقرار کرده و از آن حمایت کردند. در حقیقت چنین حرکت‌های اجتماعی که به طور روشمند رابطة خود را با منابع دینی حفظ کرده، مورد تأیید علما و حمایت جامعة دینی قرار می‌گیرند؛ به‌طوری که هم در سطح دانشمندان و هم در سطح عموم متدینین مقبولیت پیدا می‌کنند. این جنبش‌ها و حرکت‌های دینی و معنوی در حقیقت بسط تعالیم دین در مقام عمل و یا در بعد تئوریک هستند و دین تازه و یا کیش نوینی را پدید نمی‌آورند.
    بنابراین جنبش‌های نوپدید دینی در فضای فرهنگ اسلامی در صورتی که نوعی انقطاع علمی و روشمند از سنت‌ دینی معتبر داشته باشند، جنبش معنوی انحرافی تلقی می‌شوند. به بیان دیگر نوآوری بی‌ضابطه و ناروشمند در ابعاد معنوی و دینی شالودۀ یک جنبش معنوی انحرافی را شکل می‌دهد و هر جنبش معنوی نوپدیدی انحرافی نیست. با این فرض پس از تعریف جنبش‌های معنوی نوین نیاز به ارائة معیارهایی برای سنجش درستی و نادرستی و یا صادق و کاذب بودن جنبش‌های معنوی داریم به طوری که با آن معیارها معنویت‌های صادق از معنویت‌های کاذب متمایز و جدا شوند.
    پیش فرض دیگر این است که جنبش معنای عامی دارد و گستره وسیعی از حرکت‌های معنویت‌گرایانه را دربر می‌گیرد. یک جنبش ممکن است توسط یک فرد صورت بگیرد، در حالی که آثاری را منتشر می‌کند و از رسانه‌های گوناگون برای نشر اندیشه و منش خود بهره می‌برد. ممکن است گروهی به یک جنبش شکل دهند. یک جنبش ممکن است در قالب یک سازمان یا مؤسسه عمل کند و یا بدون تعیين ساختاری به حیات خود ادامه دهد. ممکن است یک جنبش رهبری مشخصی داشته باشد، و یا از رهبری متمرکز برخوردار نباشد. بنابراین فرض این است که جنبش شامل هر نوع حرکت اجتماعی است که در عرصه عمومی ظهور و بروز دارد.
    با تکیه بر این پیش‌فرض‌ها تأمین چند هدف از تعریف جنبش‌های معنوی نوین انتظار می‌رود. نخست این‌که همة جنبش‌های دینی برآمده از ادیان دیگر را شامل شود. یعنی انواع کلیساهای مسیحی که امروزه در دنیا فعال شده‌اند، معابد و مراکز آموزشی که بوداییان در سراسر جهان تأسیس کرده‌اند و همچنين حرکت‌هایی که هندو‌ها، پیروان تائو و شینتو و یهودیان دارند، در این تعریف بگنجد. حرکت‌هایی که در درون ادیان دیگر صورت گرفته گاهی در حد اصلاحات ساده‌ای است که حتی پیروان و روحانیون آن ادیان می‌پذیرند مثل کویکرها که فرقه‌ای از پروتستان‌ها هستند، اما گاهی بسیار رادیکال عمل می‌کنند، به طوری که نهادهای رسمی دین مادر هم آنها را نمی‌پذیرند نظیر فرقة شهود یهوه (شاهدان یهوه).
    گاهی از این هم فراتر رفته و کلاً سرفصل تازه‌ای را در دین اصلی می‌گشایند و مثل ویساریون‌ها به نوعی آن را تبدیل به دین دیگری می‌کنند. آنها با ادعای فردی به نام ویساریون که خود را مسیح معرفی می‌کند به دور او جمع شده و زندگی متفاوتی را آغاز کرده‌اند. بهائیت، جنبش آل‌یاسین و عرفان‌حلقه هم در دنیای اسلام چنین وضعیتی دارد. بعضی از این جنبش‌ها که به تغییر دین دست می‌زنند با تلفیق و التقاط آموزه‌های ادیان مختلف چنین کاری می‌کنند مثل رام‌الله در ایران و یوگاناندا در هند. البته ممکن است خود این افراد ادعای دین‌آوری نداشته باشند یا دست‌کم این ادعا را به طور عمومی اعلام نکنند. در موارد دیگری اساساً بدون نسبت با ادیان اصیل یک دین نوین از آغاز تأسیس می‌شود نظیر ساینتولوژی.
    آخرین هدف و خواسته‌ای که از این تعریف داریم این است که سنت‌های کهن معنوی و دینی را خارج کند و حرکت‌های جدید را پوشش دهد. از جمله صوفیان و دراویش را که به شیوه‌های سنتی در جامعه زندگی می‌کنند خارج سازد و در مقابل جریان‌های مدعی تصوف که خود را با شاخص‌های جمن‌ها تطبیق داده‌اند و یا بر اثر تغییرات زندگی امروزی در باورها و آیین‌های خود تحول ایجاد کرده‌اند، شامل شود. بنابراین تعریف مورد نظر فرقۀ دراویش گنابادی را در وضعیت کنونی که از سنت‌های خودشان عدول نکرده‌اند در بر نمی‌گیرد، ولی برخی از شاخه‌های اهل حق نظیر نوربخشیه را در گستره جمن‌ها جای می‌دهد.
    تعریف پیشنهادی
    با این ملاحظات تعریفی که برای جنبش‌های معنوی نوپدید پیشنهاد می‌شود، ازاین قرار است:
    افراد و گروه‌هایی که به طور برنامه‌ریزی شده و با کنارگذاشتن بخشی از باورها و ارزش‌های تمدن مادی در واکنش به مقتضیات مدرنیته به وجود آمده‌اند.
    دو نکته در بارۀ این تعریف قابل توجه است.
    یکم، تکیه تعریف بر مقتضیات مدرنیته شامل نقاط قوت و ضعف و پیامدهای مثبت و منفی مدرنیته می‌شود. واکنش به مقتضیات مدرنیته هم شامل جنبش‌های تأیید‌کنندۀ مدرنیته می‌شود و هم جریان‌های نفی‌کنندۀ آن و هم حرکت‌هایی که در تلاشند به نوعی تطبیق دست یابند. به این ترتیب همۀ گونه‌هایی که والیس توصیف می‌کند در این تعریف می‌گنجد.
    دوم، این تعریف بازدۀ زمانی نوپدید بودن را در فرهنگ ما به خوبی روشن می‌کند. از زمانی که نمودهای تمدن جدید و مدرنیته وارد کشور ما شد شرایط برای ورود یا ایجاد جمن‌ها فراهم گردید، بنابراین جنبش معنوی نوین پیش از مشروطه معنا ندارد. شاید ریشه‌های اولیۀ جنبش‌های معنوی نوین در میان روشنفکرانی باشد که می‌کوشیدند میان اسلام و مدرنیته جمع کنند و برای این کار از در تفسیر به رأی وارد می‌شدند و یا در جستجوی معنویتی جایگزین برای مردم مسلمان بودند.
    پي‌نوشت‌ها:

    1. (Understanding NewReIigious Movements.p45).
    2. بروس کوئن، مبانی جامعه شناسی، ترجمة غلامعباسی توسلی و رضا فاضل، ص405.
    3. بروس کوئن، مبانی جامعه شناسی، ترجمه غلامعباسی توسلی و رضا فاضل، 406.
    4. بروس کوئن، مبانی جامعه شناسی. ترجمه غلامعباسی توسلی و رضا فاضل.ص407 و 408.
    5. جان آر، هینلز، فرهنگ ادیان جهان، ترجمه گروه مترجمان، انتشارات دانشگاه ادیان و مذاهب، ص597.
    6. جان آر، هینلز، راهنمای ادیان زنده، ترجمة عبد‌الرحیم گواهی، ج2، ص1261.
    7. روانشناسی دین و معنویت، ص35.
    8. ملکم همیلتون، جامعه‌شناسی دین، ترجمة محسن ثلاثی، ص368.
    9. حمید‌رضا مظاهری‌سیف. به سوی یک دین جهانی، گزارش تحلیلی از پنجمین اجلاس پارلمان ادیان جهان، ص20.



    برگرفته از سايت عرفانهاي نوظهور  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد