مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Tuesday 20 October 2020 - الثلاثاء 03 ربيع الأول 1442 - سه شنبه 29 7 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • ملا هادى سبزواري(رحمة الله عليه)   
  • 1392-06-09 11:44:54  
  • تعداد بازدید : 52   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • ملا هادى سبزواري(رحمة الله عليه)
    متوفاى 1289 ق.
    طلوع زندگى
    در سال 1212 ق. در شهر سبزوار و در خانه حاج ميرزا مهدى – يكى از انسانهاى وارسته و مؤمن سبزوار – كودكى پا به عرصه وجود گذاشت و هادى نام گرفت.
    او هشت سال داشت كه به جمع محصلان علوم مقدماتى پيوست و در اوان نوجوانى ادبيات عرب (صرف و نحو) را فراگرفت و ديرى نگذشت كه به جلسات درسهاى بالاتر راه يافت. وى هر چند در ده سالگى پدرش را از دست داد توانست به كمك يكى از اقوام خويش راههاى سخت آينده را هموار سازد. پسر عمه‌اش حاج ملا حسين سبزوارى كه خود اهل فضيلت و دانش بود در ادامه تحصيل وى را يارى كرد[1] و با كمك او راهى حوزه علميه مشهد شد و ده سال در كنار بارگاه امام رضا (عليه‌السلام) به تحصيل پرداخت.
    به دنبال حكمت
    اصفهان در داشتن حوزه‌هاى علميه پر رونق، تاريخ درخشان دارد و گذشته اين شهر با خاطرات بزرگان بسيارى نقش بسته است.
    حضور ملا هادى در حوزه اصفهان از روزى آغاز شد كه وى در سفر حج از راه اصفهان گذر مي‌كرد و چون هنوز موسم حج نبود مدتى در اين شهر اقامت گزيد. در حوزه پر رونق اصفهان آن زمان استادانى چون حاج شيخ محمد تقى مؤلف كتاب هدايةالمسترشدين و حاج محمد ابراهيم كلباسى نگارنده كتاب اشارات الاصول و آية الله ملا اسماعيل كوشكى در آن، محفل درس و بحث علمى داشتند.
    ملا هادى كه هنوز تا موسم حج فرصت داشت لحظاتش را مغتنم شمرد، در درس بزرگان شركت جست، او چند وقتى به درس آية الله كوشكى رفت واحساس كرد اين درس برايش چون گمشده گرانقيمتى بوده كه اكنون بدان دست يافته است. بيان شيوا وعمق معلومات استاد وى را هر روز شيفته‌تر مي‌نمود. از همين رو تصميم گرفت سفر حج خود را به سفر در سلوك دانش و معارف تبديل كند و در اصفهان ماندگار شود. سفر ملاهادى به هشت سال اقامت در اصفهان انجاميد و در اين مدت خود را به زيوردانش و معارف آراست و به بركت بزرگان آن سامان در علم حكمت افقهاى جديدى فرا راهش گشوده گرديد.
    ملا هادى در سال 1242 به مشهد بازگشت و پنج سال در مدرسه حاج حسن مشغول تدريس شد.
    اساتيد
    1ـ حاج ملا حسين سبزواري؛
    2ـ حاج محمد ابراهيم كرباسى (1180-1262 ق.)؛
    3ـ‌ آقا شيخ محمد تقي، معروف به صاحب هداية المسترشدين (متوفاى 1248 ق.) ؛
    4ـ ملا على مازندرانى نورى اصفهانى (متوفاى 1246 ق.)؛
    5- ملا اسماعيل كوشكي؛
    تأليفات حكيم
    1ـ منظومه و شرح منظومه سبزواري؛
    2ـ ديوان حاج ملا هادي؛
    3ـ اسرار الحكمه فى المفتتح و المغتتم؛
    4ـ شرح فارسى بر برخى از ابيات مشكل مثنوى مولانا؛‌
    5ـ مفتاح الفلاح و مصباح النجاح؛‌
    6ـ شرح الاسماء؛
    7ـ النبراس فى اسرار الاساس؛
    8ـ راح قراح و كتاب رحيق در علم بديع؛
    9ـ حاشيه بر الشواهد الربوبيه فى المناهج السلوكيه؛
    10ـ حاشيه براسفار اربعه ملا صدرالدين شيرازي؛
    11ـ حواشى بر كتاب مفاتيح الغيب ملا صدرالدين شيرازي؛
    12ـ حاشيه بر مبدأ  و معاد صدرالدين شيرازي؛
    13ـ حاشيه برشرح سبوطى لابن مالك (در علم نحو)؛
    14ـ حاشيه بر كتاب «شوارق» اثر ملا عبدالرزاق لاهيجى (در حكمت)؛
    15ـ‌ هداية الطالبين فى معرفة الانبياء و الائمه المعصومين؛
    شخصيت حكيم در فراسوى مرزها
    در حال حاضر شعاع فكرى و عظمت  علمى حكيم سرزمينهاى بسيار دور را نيز در نورديده است. آراء و عقايد او در حكمت در ميان دانشمندان جهان مطرح بوده و از طرف آنان مورد توجه قرار گرفته است. امروزه كمتر دانشگاهى پيدا مى شود كه در آنجا علوم عقلى و فلسفه شرق مورد توجه قرار نگيرد و نامى از ملا هادى سبزوارى در آنجا نباشد. براى نمونه در آثار اقبال لاهوري، انديشمند مسلمان پاكستان، مي‌خوانيم: «پس از ملا صدرا فلسفه ايرانى با ترك آيين نو افلاطوني، به فلسفه اصيل افلاطون روى آورد نماينده بزرگ اين گرايش جديد ملا هادى سبزوارى است. او بزرگترين متفكر عصر اخير ايران است. بنابراين بررسى فلسفه او براى شناخت نحوه تفكر اخير ايران لازم است. فلسفه سبزوارى مانند فلسفه‌هاى اسلاف او سخت با دين آميخته است. سبزوارى با اسناد فعليت به حق،  جهان بينى ايستاى افلاطون را دگرگون كرد و به پيروى از ارسطو حق را مبدأ ثابت و موضوع همه حركات شمرد. از ديدگاه او همه موجودات عالم به كمال عشق مي‌ورزند و به سوى غايت نهايى خود سير مي‌كنند. جمادى به سوى نباتي، نباتى به سوى حيوانى و حيوانى به سوى انساني. وبدان كه انسان در زهدان مادر از همه اين مراحل مي‌گذرد.»[2]
    همچنين پرفسور توشى هيكو ايزوتسو، دانشمند ژاپنى و استاد فلسفه دانشگاه مك گيل كانادا و استاد ممتاز دانشگاه توكيو، پيرامون شخصيت فلسفى و عرفانى حاج ملا هادى مي‌گويد: «حاج ملا هادى سبزوارى متفكرى است كه اثر معروف «منظومه و شرح آن» از اوست و به اتفاق همگان بزرگترين فيلسوف ايرانى در قرن نوزدهم بود. در عين حال وى در ميان استادان و بزرگان عارف آن عصر مقام اول را داشت.
    سبزوارى به عنوان يك عارف از طريق كاملترين نوع تجزيه شخصى قادر بود كه به ژرفاى اقيانوس هستى و به ديدار اسرار وجود با چشم روحانى خويش راه يابد. وى به عنوان يك فيلسوف مجهز با قدرت تحليلى دقيق، قادر به تحليل و تجزيه ما بعد الطبيعى اساسى به مفاهيم خوب تعريف شده و سپس وضع اين مفاهيم به صورت نظام مدرسى بود.[3]»‌
    زاهد فقير نواز
    حكيم با همه بزرگوار شخصيت علمى خويش روح بلندى داشت و زندگى را تنها از دريچه حكمت و فلسفه نمي‌گريست؛ به گونه‌اى كه گاهى هم صحبتى با فقرا و همنشينى با طبقات ديگر جامعه را مغتنم مي‌شمرد. زاهدانه مي‌زيست و به اشراف و حتى شخص شاه نيز بى توجه بود. نقل مي‌كنند كه روزى ناصر الدين شاه در سبزوار به خانه وى آمد و او با غذاى ساده خود از شاه پذيرايى كرد و در مقابل اصرار شاه هيچ چيز از وى قبول ننمود.
    وى باغ انگوري داشت كه با دسترنچ خود از آن محصول بر‌مي‌داشت و همه ساله به هنگام فصل برداشت ابتدا سهمى را بين نيازمندان تقسيم مي‌كرد و سپس دوستان خويش را به همراه طلاب علوم دينى به آنجا دعوت مي‌نمود تا حاصل دسترنج خود را با ديگران مصرف كند.[4] حكيم خود در دوران زندگى كار مي‌كرد و بسيار اشتياق داشت كه از دسترنج خود استفاده كند. وى از بيت المال هيچ ارتزاق نمي‌كرد.[5] او در تمام مدت عمر در يك خانه بسيار ساده زيست. دارايى حكيم منحصر به يك جفت گاو و يك باغچه بود. او هر آن چه را كه مورد نياز بود، با دسترنج خود به دست مي‌آورد و نان ساليانه خود را با زراعتى كه خود آن را به عهده داشت مهيا مي‌كرد گفته‌اند: حاج ملا هادى يك روز از قنات عميدآباد و يك شبانه‌روز از قنات قصبه را مالك بود و خودش با استفاده از اين دو آب به كشت گندم و پنبه و ساير مايحتاج زندگى اقدام مي‌كرد و سالانه سى خروارغله و ده بار پنبه از زمين خويش برداشت مي‌كرد و از باغى كه در بيرون شهر واقع بود سالانه چهل تومان سود به دست مي‌آورد، قسمتى از مجموع اين درآمدها را براى امرار معاش خويش و باقيمانده را بين فقرا و نيازمندان تقسيم مي‌نمود.[6]
    وفات حكيم
    حكيم سبزوارى پس از هفتاد و چند سال طلوع بر عالم انديشه در عصر روز بيست و هشتم ذى الحجه سال 1289 ق. دار فانى را وداع گفت و جامعه مسلمانان و حوزه‌هاى علمى را در ماتم فرو برد. پيكر پاك و مطهر آن عالم فرزانه با شركت اقشار مختلف مردم سبزوار و در حالى كه دوستان و شاگردان آن بزرگوار از شدت حزن و اندوه اشك مي‌ريختند  تشييع شد و در بيرون دروازه سبزوار به نام دروازه نيشابور (معروف به فلكه زند) دفن گرديد.
    مرحوم ميرزا يوسف فرزند ميرزا حسن مستوفى الممالك وزير اعظم ايران در سال 1300 ق. آرامگاهى در آنجا احداث نمود. اين آرامگاه در مساحت حدود 110 و عرض 50  قدم ساخته شد دراطراف صحن آن حجره‌هاى متعددى براى سكونت زوار ساخته بودند كه اكنون هم با همان بقعه و صحن با كيفيت سابق موجود است.
    ------------------------------------------------------------------------------
     [1] - شرح زندگى حاج ملا هادى سبزوارى ، ولى الله اسراري، ص 1.
    [2] -  بنياد حكمت سبزواري: پرفسور ايزتسو: ترجمه جلال الدين مجتبوي، ص 47.
    [3] - همان.
    [4] - مطلع الشمس: ج 3، ص 984.
    [5] - همان.
    [6] - همان.
    منبع:موسسه جهاني سبطين 

    منبع:موسسه جهاني سبطين  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد