مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Friday 23 October 2020 - الجمعة 06 ربيع الأول 1442 - جمعه 2 8 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • شيهد اول (رحمة الله عليه)   
  • 1392-06-09 11:26:13  
  • تعداد بازدید : 31   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  •  شيهد اول (رحمة الله عليه)
    متوفاى 786 ق.

    طلوع خورشيد
    سال 734 قمرى است . جبل عامل، اين سرزمين مبارک و مرتبط با فلسطين و قدس به خود مى بالد. گويا حادثه­اى اتفاق افتاده است. حادثه­اى بس بزرگ و شادى بخش. خورشيدى از افق شهرک جزيندرخشيد که همه جا را نورانى کرد.
    اينکه به دور از هر پيرايه و وصفى به روايت تاريخ گوش دل مى سپاريم:
    نام آسمانى اش: محمد.
    لقب: شهيد اول.
    پدر: ابو محمد مكّي، ملقب به «جمال الدين» يا «شرف الدين».
    مادر: بانويى از آل معيّه، زنى از خداندان علوى در عراق.
    جد: شيخ محمد، ملقب به «شمس الدين».
    زمان ولادت: 734 سال پس از هجرت پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) به مدينه.
    مکان ولادت: شهرک جزين در جبل عامل.
    تبارنامه
    شهيد اول از فقهاى نامورى است که پدر و اجدادش همه از دانشمندان بنام بودند. وى در خاندانى زندگى کرد و تربيت شد که همه اهل دين و دانش و فضيلت و تقوا بودند و همت بلند در نشر معارف اسلامى داشتند و از مدافعان واقعى اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) به شمار مى آمدند.
    تبارنامه شهيد به چهار قبيله همدان، اوس، خزرج و مطلب متصل است که بزرگترين و مقدس ترين قبايل عرب در صدر اسلام بودند و به هر کدام از جهتى منتسب است.
    انتساب وى به قبيله همدان و حارث همداني، از ناحيه جده مادري است. به قبيله «خزرج» از طرف جده پدرى منسوب است و ممکن است از طريق سعد بن عباده باشد. از سوى پدر به قبيله «بنى المطلب» منسوب است. از اين رو به لقبهاى شريف، مطلبى و هاشمى مشهور گشت. و از جهت مادر نيز  از تبار سعد بن معاذ است، چنانکه در نوشته دختر شهيد است که: آقاى ما، خورشيددين و آيين، از جهت مادر به سد بن معاذ رئيس قبيله «اوس» منتسب است.[1]
    آغاز تحصيل
    «شهيد اول» دوران کودکى را در زادگاهش «جزين» سپرى نمود و در محيطى آکنده از معنويت و روحانيت،در موقعيتى استثنايى رشد کرد. وى از آغاز کودکي، از هوش و استعداد سرشارى برخوردار بود و بيش از اندازه به فراگيرى دانش و رسيدن به فضايل اخلاقى و معنوى علاقه داشت. او تا 16 سالگى در وطنش بزيست و از محضر پدر بزرگوارش که استادى فاضل و از بزرگان اساتيد اجازه به شمار مى رفت، مقدمات علوم دينى و فقه را آموخت. در اين مدت نيز از محضر عموى پدرش «شيخ اسدالدين صائغ جزّيني» بهره کافى برد و مقدمات علوم رياضى را فراگرفت.
    علّامه سيد محسن امين مى نويسد: شيخ اسدالله صائغ، دانشمندى بزرگ بود و و در سيزده رشته از علوم رياضى تخصص و مهارت داشت.[2]
    هجرت
    مدرسه و حوزه علميه حلّه در قرن هشتم هجرى از رونق بسزايى برخوردار بود و انديشمندان بزرگ شيعه در آنجا حضور داشتند؛ به طورى که تشنگان دانش و فقاهت از هر سو به آن سرچشمه دانش و فضيلت روى مى آوردند. در اين زمان حوزه درس فخر المحققين، فرزند نابغه علّامه حلّي، اهيمت فوق العاده اى داشت. از اين رو شهيد، آهنگ اين شهر شيعه نشين و فقيه پرور را کرد و در سال 750 ق. در حالى که شانزده بهاراز زندگى اش گذشته بود براى تکميل معلومات خويش و رشد فکرى و عملى بيشتر و استفاده از گنجينه دانش دانشمندان بزرگ و فقهاى نامي، به عراق هجرت کرد و وارد شهر تاريخي حلّه شد. نقل شده است که شهيد، اولين شخصى بود که از جبل عامل براى تحصيل علم به عراق مهاجرت کرد.[3]
    شهيد پنج سال در حلّه ماند و در آنجا از محضر فقهاى شيعى نظير فخر المحققين، سيد فخار موسوي، سيد عميدالدين حسينى و برادرش سيد ضياء الدين حسينى (خواهر زادگان علّامه حلّي) تاج الدين ابن معيّه حسني، نجم الدين جعفر بن نما و ديگران که همه از دانشوران و فقهاى سترگ اين ديار بودند، استفاده کرد و به زينت دانش، تهذيب اخلاق و تزکيه نفس، بيش از پيش آراسته گرديد.
    وى با نبوغ و پشتکار در تحصيل علوم، در سال 751 ق. در هفده سالگي، از دست فخر المحققين به دريافت گواهى اجتهاد و نقل حديث موفق شد و نيز دومين و سومين اجازه در سال 756 ق. از او دريافت کرد و نيز از دست تاج الدين ابن معيّه حسني، به اخذ گواهى اجتهاد و نقل حديث مفتخر گشت. [4]
    شهيد در زمان اقامتش در شهر حلّه،به بغداد، کربلا، نجف و ديگر شهر هاى عراق سفر کرد و در جوار بارگاه ملکوتى ابى عبدالله الحسين (عليه السلام) و اميرالمؤمنين (عليه السلام) با استمداد از معنويت و روح بلند ائمه اطهار (عليهم السلام) از علماى آنجا نيز بهره ها برد.
    ميراث ماندگار
    شهيد در مدت عمر کوتاه و با برکت خويش بيش از سى اثر در علوم و فنون مختلف مانند فقه، اصول فقه، کلام، حديث، ادبيات و شعر از خويش به جاى گذاشت. او گرچه با بصيرت و ديد عميقى که داشت در هر علمى که وارد مى شد به طور بايسته ازعهده آن بر مى آمد، در فقه بيشترين شهرت را پيدا کرد به طورى که تا نام فقه جعرى شنيده مى شود شخصيت فقهى شهيد اول به ذهن خطور مى کند چرا که فقه شيعه را با قلمى محکم، روان، بسيار ماهرانه و اديبانه نوشت و به ارمغان گذارد و نام مقدسش با فقه جعفرى در آميخت.
    مشهورترين اثرش کتاب گران سنگ «اللمعة الدمشقيه» است که عاليترين منبع و متن متقن فقه شيعه، مشتمل بر تمام ابواب فقه از بحث طهارت تا احکام ديه است. تا کنون شرح هاى زيادى بر آن نوشته اند که مشهورترين آنها شرحى است که شهيد ثانى به نام «الروضه البهيه» نوشته است.
    اين کتالب با شرح شهيد ثاني، محور و متن درسى فقه حوزه هاى علميه است و چندين قرن است که در حوزه هاى علوم اسلامى تدريس مى شود و دانش پژوهان علاقه مند به معارف اهل بيت (عليهم السلام) از آن بهره مند و سيراب مى شوند.
    غير از اين اثر معروف و ماندني، بسيارى از کتابها و آثار شهيد اول، در دسترسى است که بيشتر آنها به وسيله شاگردانش و نيز علما و فقهاى بعد شرح داده شده است که اساتيد، محققان و طلاب حوزه هاى علوم اسلامى از اين ميراث ماندگار بهره کافى مى برند. در اينجا تنها به ذکر نام آنان بسنده مى کنيم.
    1- المقالة التكليفية.
    2- المسائل الاربعينية.
    3- العقيدة.
    4- اربعون حديثا در دو جلد.
    5- اختصار الجعفريات.
    6- مزار الشهيد يا منتخب الزيارات.
    7- الدر الباهرة، من الاصداف الطاهرة.
    8- مجموعة الاجازات.
    9- مجموعة الشهيد در سه جلد.
    10- جامع البين من فوائد الشرحين.
    11- جامع الفيه.
    12- النفليه.
    13- القواعد الكلية الاصولية و الفرعيه.
    14- ذکرى الشيعه فى احکام الشريعه.
    15- الدروس الشرعيه فى فقه الامامية.
    16- غاية المراد فى شرح نكة الارشاد.
    17- البيان.
    18- خلاصة الاعتبار فى الحج و الاعتمار.
    19- الباقيات الصالحات.
    20- حاشية على الذکري.
    21- احکام الاموات.
    22- جواز ابداع السفر فى شهر رمضان.
    23- مسائل ابن مکي.
    24- جوابات الفاضل المقداد.
    25- جوابات مسائل الاطراوي.
    26- شرح قصيده شفهيني.
    27- شعر الشهيد الاول.
    سيماى شهيد
    شهيد اول روحى بزرگ و انديشه اى بلند داشت ولى اين قله فرازمند ايمان و جهاد، شهادت و فقاهت، لاغر اندام و از نظر جسمى ضعيف بود. او بحق از پارسايان و شب زنده داران بود که به قدرت ونيروى خدايى که سرچشمه همه کرامتها و قدرتهاست پيوستگى داشت.در سختيها و مشکلات و حوادث روزگار، لطف و رحمت خدا شامل حالش مى شد و مصايب و ناراحتى روزگار را به سادگى پشت سر مى گذاشت. از او نقل شده که گفته است: مجلس من در دمشق از دانشمندان اهل سنت به موجب نزديکى و رابطه اى که با آنها داشتم خالى نبود ولى آغاز به نوشتن کتاب لمعه کردم بيم آن داشتم که فردى از متعصبان وارد شود و ببيند، اما از لحظه شروع تا پايان کتاب هيچ يک از آنان بر من وارد نشدند و اين از الطاف غيبى الهى بود. [5]
    او با تقيه، شروع به نوشتن فقه شيعه کرد و با توکل به خداوند متعال و پشتکار و اطمينان به نس در مدت هفت روز، بدون اينکه بيگانگان متوجه شوند،کتاب را به پايان رساند. با اين ويژگيها و حالتهاى معنوى است که محققان و انديشمندان بر ستايش از او برآمده و به صفات پسنديده وى را ستوده اند. به گواهى استادش فخر المحققين:
    من از شاگردم محمد بن مکى بيش از آنچه او از من استفاده نموده است بهره بردم![6]
    محقق خوانسارى مى نويسد:شهيد اول بعد از محق حلى بزرگترين فقهاى آفاق است تمام دانشمندان به بصيرت و استادى او معترف اند. برازندگى و درخشش وى در فقه و قواعد احکام همچون برازندگى شيخ صدوق،در نقل احاديث اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) است.
    چونان شيخ مفيد و سيد مرتضى است، در اصول و عقايد و کلام و در بحث و مناظره و كنارزدن انديشه هاى انحرافى همچون شيخ طوسى است. در گستردگى دانش و فنون مختلف و زيادى استاد و شاگردان برجسته، چونان ابن ادرسى حلى است. در تبيين و شکافتن مباحث فقهي، چونان نصير الدين طوسى است. در همدردى با امت و برطرف نمودن مشکلات علمى و اجتماعى ، نجم الائمه رضى است. در تنقيح علم نحو و صرف، علّامه مجلسى است . در جايگزينى فرهنگ و آداب شرع در بين دانشمندان و انسانها، امام مروج بهبهانى است. در اثبات و جايگزينى حق و عدالت و نابودى  باطل و زدودن انديشه ها از اوهام و خرافات.[7]
    در زندان
    خانه محقر فقه نگار سربداران، کعبه مقصود دانش پژوهان و عموم مردم بود. عاشقانش از راههاى دور و نزديک بدانجا مى شتافتند و پروانه وار به گرد شمع فروزان و مشعل هدايت مى چرخيدند و خدا راپيوسته شاکر بودند که چنين شخصيتى را به آنان ارزانى داشته است.
    مدتى اين گونه گذشت ولى اين بهار پربار چندان طولانى نبود؛ تا اينکه سال 784 ق. فرا رسيد. حکومت دمشق در اختيار فردى به نمام «بيدمر» بود که از طرف برقوق، اولين سلسله پادشاهان چراکسه، به حکومت شامات منصوب گرديده است.
    آري! چهره زمان عوض شد و شهيد اين تجسم دانش، تقوا و عدالت در اين سال به زندان افتاد و خورشيد دين مدت يک سال در زير ابرهاى مخوف تعصب و حسد قرار گرفت و از ديد شاگردان و علاقه مندانش پنهان شد.
    جاى مردان خدا در زندان...؟! آري! آنگاه که ظلم و ناجوانمردى حکمفرماست و نيرنگ و فريب و جهالت و نادانى حاکم است و بايد فقه و دانش، زهد و تقوا، عدالت و فضيلت در بند باشد. در موقعيتى که روبه صفتان و مکاران و حسودان به صحنه آمده اند بايستى بزرگوارى و آزادمنشى در گوشه زندان به سر برد. چه آنکه امام کاظم (عليه السلام) برگزيده معصوم پروردگار نيز سالهايى را در زندان هارون الرشيد سپرى کرد. مگر فقيه ترين و اعلم علماى شيعه چه جرمى را مرتکب شده است که در گوشه زندان جاى گيرد؟ طومار و شکايتى که پيروان محمد يالوشي، با امضاء و تأييد دانشمندان و قضات درباري، به حاکم دمشق عليه شهيد داده بودند و مدعى بودند که او از اسلام برگشته و نسبتهاى زشت ديگر و اتهام به ارتباط داشتن و کار کردن براى نهضت سربداران در ايران و از همه مهمتر حسادتى که در دل بعضى دانشمندان و قاضيان وابسته به حکومت بويژه در «ابن جماعه،قاضى القضاة دمشق» بود، شهيد را به زندان انداخت و حوادث تلخ  بعدى را به وجود آورد.
    شهادت
    پس از محاکمه و فتواى قتل اعلم فقهاى شيعي، حکم اجرا شد!
    چه زماني؟
    روز پنج شنبه 9 جمادى الاول 786 ق. (در 52 سالگي)
    در کجا؟
    در قلعه دمشق، شهر شام، مرکز طرفداران بنى اميه.
    شهرى که در طول تاريخ براى خاندان رسالت و نبوت و پيروان دلباخته آنان خاطرات تلخ داشته است. جايى که معاويه و ساير خلفاى بنى اميه و بنى عباس، با اسلام و اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) به گونه اى رفتار نمودند که چهره تاريخ را سياه کرده است. شهرى که به علماى شيعه، حاملان رسالت نبوى و پاسداران اسلام ناب، ستم شد و به جرم تشيع به شهادت رسيدند. آرى پيشتر از شهيد، شيخ بزرگوار، حسن همدانى دمشقى سکاکيني، از مردان سرشناس شيعى را در سال 744 ق. در بازار اسب فروشان دمشق گردن زدند. دمشقى که در آن على بن ابي الفضل حلبى را به شهادت رسانده و پس از شهادت جسدش را آتش زده اند و سر بريده اش را در شهر گرداندند.
    در همين ديار شوم شيخ والا مقام ابن محمد شيرازى را به اتهام شيعه بودن در سال 766 ق. به شهادت رساندند.
    آري! در شهرى که به خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) بى احترامى و به دانشمندان معاصر شهيد ستم گردد، بايد با فقيه نامى شيعه و مدافع واقعى اهل بيت (عليهم السلام) اين گونه برخورد شود.
    حقيقت اين است که شهر شام، پايتخت معاويه و يزيد و پيروان آنها، تحمل زنده ماندن اعلم فقهاى شيعه را ندارد.
    ... لباس او را از بدن مقدسش درآوردند و بر او لباس شهادت پوشاندند و پر شقاوت ترين شخص او را به شهادت رساند!
    بعد از شهادت بدن مقدسش را به دار زدند! سپس سنگسار کردند! و آنگاه جسم بى جانش را سوزاندند که آثارى از او باقى نماند.ولى بسى کور انديشى ! گرچه از بدن مقدس شهيد اول اثرى نيست و آرامگاهى ندارد که از تربت پاکش تبرک جويند، روحش و فقه و دانشش در قلب شيعيان و شاگردانش در طول تاريخ جاى دارد و نام مبارکش بر منابر و کرسيهاى درس در حوزه هاى علوم اسلامى پيوسته ياد مى شود و هر مسجد و مدرسى آرامگاه و مزار اوست.
    سلام بر او که مظلوم زيست و مظلومانه به شهادت رسيد.
    سلام بر فقه نگار نهضت سربداران که به جرم همدردى با سربداران، بدن بى جانش بردار رفت.
    سلام بر خورشيد فقاهت گلگون که با خون مطهرش افق فقاهت را سرخ فام کرد.
    سلام بر شهيد اول، که با شهادتش به فقه و دانش حيات مجدد بخشيد.
    سلام بر او روزى که در آستان قدس ربوبى برانگيخته مى شود.
    --------------------------------------------------------------------------------
    [1] _ حیاۀ الامام الشهید الاول، محمد رضا شمس الدین؛ ص 9 و 27.
    [2] - اعيان الشيعه: علامه سيد محسن امين، ج 3، ص 281.
    [3] _ حیاۀ الامام الشهید الاول: ص 57.
    [4] _ همان، ص 41.
    [5] _ مقدمه لمعه: ص 24.
    [6]- حیاۀ الامام الشیهد الاول: ص 38.
    [7] _ روضات الجنات : ج 7، ص 4.
    منبع:موسسه جهاني سبطين 

    منبع:موسسه جهاني سبطين  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد