مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Saturday 17 November 2018 - السبت 09 ربيع الأول 1440 - شنبه 26 8 1397
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • جواب سوال:  
  • 1393-10-11 9:57:31  
  • تعداد بازدید : 42   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  

  • منظور از نهى و بازدارندگى نماز از گناه در آيه: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر ».عنكبوت آيه 45. چيست؟

    مفسرين در خصوص منظور اين آيه مبنى بر اين كه نماز انسان را از فحشا و منكر باز مى دارد، پاسخ هاى متعددى را مطرح نموده اند كه در اينجا برخى از آنها را ذكر مى نمائيم:
    الف. نهى نماز از فحشا و منكر نهى تشريعى است نه تكوينى
    از برخى روايات استفاده مى شود كه خود نماز انسان را بصورت تشريعى از فحشا و منكر نهى مى كند و انسان هم مى تواند منهيات نماز را اطاعت كند و هم مى تواند اطاعت نكند كما اين كه در روايتى از پيامبر خدا ( (صلى الله عليه وآله) نقل شده:«لَا صَلَاةَ لِمَنْ لَمْ يطِعِ الصَّلَاةَ وَ طَاعَةُ الصَّلَاةِ أَنْ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَر). بحارالأنوار، ج 79، ص 198.؛ ( كسى كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نيست، و اطاعت نماز آن است كه نهى آن را از فحشاء و منكر به كار بندد» از همين رو برخى مفسرين گفته اند: نماز مانند يك انسانى كه ديگرى را از فحشاء و منكرات نهى مى كند، به شخص نمازگزار مى گويد: زنا مكن، ربا مخور، دروغ مگو، و. .. و ليكن همان طور كه در آن انسان لازمه نهى اين نيست كه شنونده گوش هم بدهد، و از گفته او منتهى هم بشود، در نماز نيز چنين است، يعنى نماز مرتب به نمازگزار مى گويد كه چنين و چنان مكن، و ليكن لازمه اين نهى اين نيست كه نمازگزار ( به طور تكوينى ) منتهى هم بشود، و از آن كارها دست بردارد. مگر نهى نماز از نهى خدا مهم تر و مؤثرتر است، خداى تعالى در آيه شريفه«إِنَّ اللَّهَ يأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِى الْقُرْبى وَ ينْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ». نحل )16(، آيه 90.، به عدل و احسان و صله رحم امر مى كند، و از فحشاء و منكر نهى مى فرمايد، و با اين حال مردم هم چنان نافرمانى اش مى كنند، و نهى او باعث بازدارندگى مردم نمى شود، نهى نماز هم مثل آن است. طباطبايى سيد محمد حسين، تفسير الميزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش، پنجم، ج 16، ص 199.
    ب. بالاخره نماز انسان را از گناه باز مى دارد و لو در آينده
    برخى مفسرين با استناد به داستان جوانى از انصار كه با رسول خدا نمازخواند و مرتكب فحشا مى شد و پيامبر فرمود: بالاخره روزى نمازش او را از ارتكاب فواحش نهى مى كند و چيزى نگذشت كه او توبه كردچنين گفته اند كه معناى آيه اين است كه نماز در آينده صاحبش را از فحشا و منكر باز مى دارد.. گنابادى سلطان محمد، تفسير بيان السعادة فى مقامات العبادة، خانى رضا / حشمت الله رياضى تهران، مركز چاپ و انتشارات دانشگاه پيام نور، 1372 ش، ج 11، ص 264. هر چند هم اكنون گرفتار گناه و معاصى باشد.
    ج. اين بازدارندگى بواسطه رعايت احكام قبولى و صحت نماز
    نمازگزار ناچار است كه بخاطر صحّت نماز و يا قبول شدن آن، يك سرى دستوراتِ دينى را مراعات كند ( از جمله غصبى نبودن لباس و مكان نمازطهارت بدن، عدم شرب خمر و. .. ) كه رعايت آنها خود زمينه اى قوى براى دورى از گناه و زشتى است. آرى كسى كه لباس سفيد بپوشد، طبيعى است كه روى زمينِ آلوده و كثيف نمى نشيند.. محسن قرائتى، تفسير نماز، مركز فرهنگى درسهايى از قرآن ،1387ش، سيزدهم، ص 28.
    د- اين بازدارندگى بواسطه شكل گرفتن ملكه پرهيز از فحشاء و منكر در انسان مى باشد.
    علامه طباطبايى در تفسير اين آيه بيان داشته: ( از آنجا كه ) نماز مشتمل است بر ذكر خدا، و اين ذكر، اولا ايمان به وحدانيت خداى تعالى، و رسالت و جزاى روز قيامت را به نمازگزار تلقين مى كند، و به او مى گويد كه خداى خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده و از او استعانت بنما، و درخواست كن كه تو را به سوى صراط مستقيم هدايت نموده، و از ضلالت و غضبش به او پناه ببر.
    و ثانيا او را وادار مى كند بر اين كه با روح و بدن خود متوجه ساحت عظمت و كبريايى خدا شده، پروردگار خود را با حمد و ثنا و تسبيح و تكبير ياد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلكان خود و بر همه بندگان صالح سلام بفرستد.
    علاوه بر اين او را وادار مى كند به اين كه از حدث (كه نوعى آلودگى روحى است)، و از خبث يعنى آلودگى بدن و جامه، خود را پاك كند، و نيز از اين كه لباس و مكان نمازش غصبى باشد، بپرهيزد، و رو به سوى خانه پروردگارش بايستد.
    پس اگر انسان مدتى كوتاه بر نماز خود پايدارى كند، و در انجام آن تا حدى نيت صادق داشته باشد، اين ادامه در مدت كوتاه به طور مسلم باعث مى شود كه ملكه پرهيز از فحشاء و منكر در او پيدا شود، به طورى كه اگر فرضا آدمى شخصى را موكل بر خود كند، كه دائما ناظر بر احوالش باشد، و او را آن چنان تربيت كند كه اين ملكه در او پيدا شود و به زيور ادب عبوديت آراسته گردد، قطعا تربيت او مؤثرتر از تربيت نماز نيست، و به بيش از آنچه كه نماز او را دستور مى دهد دستور نخواهد داد، و به بيش از آن مقدار كه نماز به رياضت وادارش مى كند وادار نخواهد كرد.. طباطبايى سيد محمد حسين، تفسير الميزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش، پنجم، ج 16، ص 198.
    در قرآن آيه اى داريم كه مى فرمايد: «إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر ). عنكبوت )29(، آيه 45. با توجه به اين آيه و اين كه اكثريت مردم مقيد به خواندن نماز هستند چرا با اين وجود گناه مى كنند؟
    بر اساس آنچه از روايات و تفاسير به دست مى آيد اين است كه بازدارندگى از گناه جزئى از طبيعت نماز است. از همين رو نماز هر چند سطحى و ناآگاهانه باشد غير ممكن است كه هيچ گونه تاثيرى در نمازگزار نداشته باشد چراكه كسانى كه نماز حقيقى نمى خوانند و آلوده به گناه هستند؛ اگر همان نماز ناقص و سطحى را نخوانند از آن هم آلوده تر خواهند شد. و اگر همين افراد اهتمامشان به نماز بيشتر شود دورى آنها از گناه بيشتر خواهد شد.
    لذا در يك مقايسه ساده مى بينيم كسانى كه نام مسلمانى دارند و نمازخوانند، روزه را هم مى خورد، و حج هم نمى رود و زكات هم نمى دهد، و بالأخره ساير واجبات را هم ترك مى كند، و هيچ فرقى بين پاك و نجس، و حلال و حرام نمى گذارد، و هيچ چيزى را در راه خود مانع پيشرفت خود نمى بيند، نه ظلم، نه زنا، نه ربا، نه دروغ، و نه هيچ چيز ديگر. اما اگر حال چنين شخصى را با حال كسى مقايسه كنيم كه نماز مى خواند، و در نمازش به حد اقل آن يعنى آن مقدارى كه تكليف از گردنش ساقط شود اكتفاء مى كند، خواهيم ديد كه او از بسيارى از كارها كه بى نماز از آن پروا نداشت پروا دارد، و اگر حال اين نمازگزار را با حال كسى مقايسه كنيم كه در نمازش اهتمام بيشترى دارد، خواهيم ديد كه دومى از گناهان بيشترى پروا دارد، و به همين قياس هر چه نماز كاملتر باشد، خوددارى از فحشاء و منكرات بيشتر خواهد بود.
    اما علت اين كه افراد نماز خوان با وجود اين كه بازدارندگى از گناه جزئى از طبيعت نماز است، مرتكب گناه مى شوند مى توان به دلايل متعددى اشاره نمود
    الف: فقدان شرايط صحت نماز
    يكى از علت هاى ممكن است بعضى افراد دچار آن باشند اين است كه به دليل كوتاهى در فراگيرى مسائل فقهى و عدم آشنايى با احكام يكى از مقدمات نماز مانند وضو، تيمم يا غسل و يا بخش هاى مختلف نماز مانند قرائت، ركوع و سجود و ديگر اجزا و شرايط، نمازشان صحيح نباشد و هرگاه نمازى از اصل باطل باشد ديگر توقع اين كه چنين نمازى بتواند بازدارنده گناه باشد معنا ندارد.
    ب: عدم قبولى نماز
    از ديگر عواملى كه موجب مى شود تا نماز اثر بازدارندگى خود را از دست بدهد عدم قبولى نماز است
    امام صادق(عليه السلام) فرموده اند:
    «مَنْ أَحَبَّ أَنْ يعْلَمَ أَ قُبِلَتْ صَلَاتُهُ أَمْ لَمْ تُقْبَلْ فَلْينْظُرْ هَلْ مَنَعَتْهُ صَلَاتُهُ عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنْكَرِ فَبِقَدْرِ مَا مَنَعَتْهُ قُبِلَتْ مِنْهُ ». بحارالأنوار، ج 79، ص 198.؛ ( هر كس دوست دارد بداند نمازش قبول شده يا نه، ببيند كه آيا نمازش او را از گناه و زشتى باز داشته يا نه؟ پس به هر قدر كه نمازش او را از گناه بازداشته، به همان اندازه نمازش قبول شده است. »
    مراد از اين روايت اين است كه نماز ناهى و بازدارنده از معاصى است؛ پس هر كس كه اقامه نماز كند ولى نماز او به صفت و ويژگى هايى كه حق تعالى آن را وصف كرده نباشد، به همان مقدار كه از اين ويژگى ها به دور بوده نماز او قبول نگرديده و به همان مقدار اثر بازدارندگى خود را از دست مى دهد.
    ج. عادت به نماز
    ممكن است علت اين كه بعضى نمازگزاران مرتكب گناه مى شوند اين باشد كه نمازى كه مى خوانند از روى عادت است نه ترس از خدا؛ چون ترك عادت بسيار دشوار است، نماز را ترك نمى كند و معاصى را مرتكب شود.
    د. وجود مانع در برابر اين بازدارندگى
    علامه طباطبايى در تشريح علت عدم بازدارندگى نماز از گناه در نمازگزاران گفته اند: پيدايش صفت بازدارندگى از گناه اثر طبيعى نماز هست، و ليكن به نحو اقتضاء، نه به نحو عليت تامه، تا تخلف نپذيرد، و نمازگزار ديگر نتواند گناه كند، بلكه اثرش به مقدار اقتضاء است، يعنى اگر مانع و يا مزاحمى در بين نباشد اثر خود را مى بخشد، و نمازگزار را از فحشاء بازمى دارد، ولى اگر مانعى و يا مزاحمى جلو اثر آن را گرفت، ديگر اثر نمى كند، و در نتيجه نمازگزار آن كارى كه انتظارش را از او ندارند مى كند،( مثلا ممكن است هوا و هوس هاى درونى شخص مانع تاثير نماز شوند و آن را از اثر بيندازند. نماز چنين فردى در حد توان خود جلوى دشمن درونى را گرفته و مانع از فحشا و منكر مى شود؛ ليكن نفس اماره اش قوى تر بوده و مانع از اين اثر گذارى مى گردد ) خلاصه ياد خدا، و موانعى كه از اثر او جلو مى گيرند، مانند دو كفه ترازو هستند، هر وقت كفه ياد خدا چربيد، نمازگزار گناه نمى كند، و هر جا كفه آن موانع چربيد كفه ياد خدا ضعيف مى شود، و نمازگزار از حقيقت ياد خدا منصرف مى گردد، و گناه را مرتكب مى شود.. طباطبايى سيد محمد حسين، تفسير الميزان، موسوى همدانى سيد محمد باقر، قم، دفتر انتشارات اسلامى جامعه ى مدرسين حوزه علميه قم، 1374 ش، پنجم، ج 16، ص 201.
    ه - خواندن نماز به جاى اقامه نمودن نماز
    اگر ديده مى شود افرادى نماز مى خوانند اما تأثيرى در روح آنان ديده شود به اين خاطر است كه آنان نماز را فقط «مى خوانند» و نماز را «بر پادارند». در قرآن لفظ «صلاة» معمولاً با فعل «يقيمون» و «أقيموا» و مشتقات «قيام» آمده يعنى«نماز را بر پا داشتن». بر پا داشتن نماز با خواندن نماز متفاوت است. فردى كه نماز را بر پا مى دارد يعنى در تمام زندگى او نماز برپاست و در تمام حيات او توحيد و صفات الهيه جاريست.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد