مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Thursday 16 July 2020 - الخميس 25 ذو القعدة 1441 - پنج شنبه 26 4 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • جواب سوال:  
  • 1393-10-11 9:22:6  
  • تعداد بازدید : 37   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  

  • 1 . در سوره فتح، قرآن به طور صريح و آشكار، از ذنب و گناه پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله ياد كرده است؛ چگونه اين مطلب با عصمت پيامبرصلى الله عليه وآله، سازگار است؟
    2 . آيه A}«وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّابا»{A در سوره نصر را چگونه معنا مى كنيد؟

    «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ. إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا لِّيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ مَا تَقَدَّمَ مِن ذَنبِكَ وَ مَا تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يهَْدِيَكَ صِرَاطًا مُّسْتَقِيمًا»؛ فتح (48)، آيه 1 و 2.؛ «ما تو را پيروزى بخشيديم؛ (-(چه )-)پيروزى درخشانى! تا خداوند از گناه گذشته و آينده تو درگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهى راست، هدايت كند».
    دقت در اين آيات، كه خداوند قبل از مسئله گناه پيامبرصلى الله عليه وآله از «فتح مبين» ياد كرد و اين كه «فتح مبين»، مقدمه و سبب آمرزش گناه پيامبرصلى الله عليه وآله شد، به خوبى نشان مى دهد كه اين گناه، از نوع پليدى و زشتى نيست كه با توبه، آمرزيده شود؛ بلكه از نوع ديگرى است كه با فتح و پيروزى، مشكلش حل مى شود و به همين جهت، لازم است نخست درباره «فتح مبين» و سپس درباره منظور آيات از گناه پيامبرصلى الله عليه وآله، توضيح داده شود.
    بنا بر متون تفسيرى، منظور از «فتح مبين»، موفقيت در «صلح حديبيه»، قبل از فتح مكّه است؛ البتّه برخى آن را به فتح مكّه نيز تفسير كرده اند؛ ولى شأن نزولش، قبل از فتح مكّه و هنگام صلح حديبيّه است. خداى متعال در سال هفتم هجرت، صلح حديبيه را به عنوان يك پيروزى قرار داد كه گناهان گذشته و آينده پيامبرصلى الله عليه وآله را بيامرزد؛ قبل از پيروزى پيامبرصلى الله عليه وآله در فتح مكّه كه هنوز اسلام در سراسر جزيرةالعرب و مكه حاكم نشده بود و عظمت شخصيت پيامبرصلى الله عليه وآله و مهربانى (امان دادن) وى را به طور كامل نديده بودند، پيامبرصلى الله عليه وآله را به عنوان يك فرد گناهكار مى شناختند؛ زيرا پيغمبرصلى الله عليه وآله اوضاع مكّه را به هم ريخته بود؛ به طورى كه پسرى مثل «مصعب»، با پدرش «عُمير» كه از اشراف مكه بود، اختلاف پيدا كرده بود و مادرها با بچّه ها و بچّه ها با پدرها، مخالف شدند و به طور كلى، وضعيت اشراف، متزلزل شده بود؛ برده هايى مثل بلال، ديگر به حرف مولايشان گوش نمى دادند و جنگ هاى بسيارى اتفاق افتاده بود. به همين جهت، از نظر مشركان و اعراب جاهلى، پيامبرصلى الله عليه وآله، گناهكار بود. در اين ميان، صلح حديبيه اتفاق افتاد و شايعات غيرواقعى درباره خشونت پيامبرصلى الله عليه وآله همگى نقش برآب شدند و مقدمه فتح مكّه، فراهم شد؛ چون صلح حديبيه اگر نبود، فتح مكّه نيز ممكن نمى شد و با اين پيروزى، مكّى هاى كافر و معاند، مسلمان شدند و همان هايى كه مى گفتند: پيغمبرصلى الله عليه وآله گناه كارترين انسان هاست، به او ايمان آوردند و آن جوّ بد اجتماعى بر ضد پيامبرصلى الله عليه وآله، كاملاً عوض شد و تمام اتهامات، پاك شده، ذهنيت هاى اشتباه، به طور كلّى از ذهن مردم، برطرف شدند.
    مشابه اين آيه، درباره حضرت موسى عليه السلام است، كه داستان آن به اين شرح است: فردى از بنى اسراييل با يك قبطى از هواداران فرعون، درگير شده بود و حضرت موسى عليه السلام كه به جهت دادخواهى آن شخص بنى اسرائيلى وارد ماجرا شده بود، فرد قبطى را با مشت از پا درآورد! كار موسى عليه السلام، قتل عمد حساب نمى شد و مجازات هم نداشت؛ چون او براى انجام وظيفه، از مظلوم، دفاع كرده بود؛ ولى به هرحال، آن شخص مُرد و موسى عليه السلام مجبور به فرار شد و به طرف مدين نزد حضرت شعيب عليه السلام رفت.
    نكته مهم اين است كه وقتى وحى آمد كه بايد به سوى فرعون بروى، حضرت موسى عليه السلام اظهار نگرانى كرد و به خداوند عرضه داشت: «وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ»؛ شعراء (26)، آيه 14.؛ «آنان بر (-(گردن )-)من گناهى دارند و مى ترسم مرا بكشند».
    تعبير اين است كه مى گويد: من در نظر آنها گنه كارم؛ امّا در واقع و از نظر خداوند، موسى عليه السلام، گناهكار نبود.
    در آيه مورد بحث نيز همين طور است. خداوند مى فرمايد: ما تو را پيروزى درخشانى بخشيديم؛ تا گناهان پيشين و پسين تو را ببخشم؛ «ما تَقَدَّمَ من ذَنبِك ما تأخّر» و اين، به جهت عزّتى است كه خدا با صلح حديبيه و سپس با فتح مكه و با پيروزى كامل، به پيامبرش صلى الله عليه وآله هديه مى دهد؛ تا جايى كه مى فرمايد: آن حرف هايى كه در آينده هم برايت درمى آورند، آنها هم پوشيده مى شوند؛ سپس در آخر آيه مى فرمايد: «وَ يُتِّمَ نِعمَتَهُ عَلَيكَ»؛ «نعمت را بر تو تمام مى كند»؛ «و يَهدِيَكَ صراطَا مستقيماً وَ يَنصُرُكَ اللّه نَصراً عزيزا».
    پس با فتح و نصرت ذكر شده و اين قرائن موجود در آيه، معلوم مى شود كه گناه مورد نظر، به معناى معصيت و سرپيچى از فرمان خداوند نيست و نمى شود كه يك پيغمبر، سرپيچى از دستور خدا كند و برفرض هم اگر معقول بود و مى شد تصوّر كرد، با توجه به قرائنى كه عرض شد، هيچ ربطى با فتح و پيروزى نداشت.
    در حديثى در عيون اخبارالرضا، چنين آمده است: مأمون گفت: يا ابا الحسن! معنى آيه: «لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ»؛ فتح (48)، آيه 2.؛ «تا خدا گناه قبل و بعد تو را بپوشاند»، چيست؟ حضرت فرمود: از نظر مشركين مكّه، كسى گناهكارتر از حضرت رسول صلى الله عليه وآله نبود؛ زيرا آنان قبل از بعثت، سى صد و شصت بت را مى پرستيدند و آن گاه كه آن حضرت ايشان را به (كلمه مباركه) «لا اله الاّ اللَّه» دعوت كرد، اين موضوع، بر آنان گران آمد و گفتند: «أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْ ءٌ عُجابٌ. وَ انْطَلَقَ الْمَلَأُ مِنْهُمْ أَنِ امْشُوا وَ اصْبِرُوا عَلى آلِهَتِكُمْ إِنَّ هذا لَشَيْ ءٌ يُرادُ. ما سَمِعْنا بِهذا فِي الْمِلَّةِ الْآخِرَةِ إِنْ هذا إِلَّا اخْتِلاقٌ»؛ ص (38)، آيه 5 7.؛ «آيا به جاى خدايان متعدّد، يك خدا قرار داده است. اين، مطلب عجيبى است. سران آنان به حركت آمده، گفتند: برويد و بر اعتقاد به خدايان خود استوار بمانيد؛ اين، چيزى است كه از شما (-(مردم )-)خواسته مى شود عيون أخبار الرضاعليه السلام، ترجمه غفارى و مستفيد، ج 1، ص: 412.. ما چنين حرف هايى را در بين امّت آخر (-(يعنى معاصرين يا آنان كه قبل از ما بوده اند )-)نشنيده ايم. اين سخن، جز دروغ و افترا، چيز ديگرى نيست» و آن زمان كه خداوند عزّ و جلّ، مكّه را براى پيامبرش فتح كرد، فرمود: اى محمّد! «إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ»؛ فتح (48)، آيه 1 2.؛ «ما مكّه را با پيروزى قطعى و آشكار، براى تو فتح كرديم؛ تا خدا گناه قبلى و بعدى تو را بپوشاند»؛ يعنى همان چيزى كه از نظر اهل مكّه، به خاطر دعوت به توحيد در گذشته و بعد از آن، گناه محسوب مى شد؛ زيرا بعضى از مشركين مكّه، مسلمان شدند و بعضى از مكّه خارج شدند و آنان كه ماندند، نتوانستند در آن زمان كه آن حضرت، مردم را به توحيد دعوت مى كرد، به حضرت ايراد بگيرند و در نتيجه، با غلبه حضرت بر آنان، آن چه از نظر آنان گناه محسوب مى شد، پوشيده شد.
    شاهد ديگر اين كه «غفران» در لغت يعنى پوشاندن و خداوند متعال با اين پيروزى، گناهكار بودن پيامبرصلى الله عليه وآله را كه در ذهن مردم استقرار پيدا كرده بود، پوشاند.
    امّا آيه 3 سوره نصر كه مى فرمايد: «وَ اسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ كانَ تَوَّابا»؛ نصر (110)، آيه 3.؛ «اى پيغمبر! از او آمرزش بخواه كه وى، همواره توبه پذير است».
    اين جا پاسخ ديگرى مى توان داد كه استغفار، گاهى از گناه و تقصير از انجام محرمات الهى است كه استغفار ما، معمولاً به جهت اين سنخ از گناهان است و گاهى استغفار از قصور است و مثلاً شخص استغفار مى كند كه چرا نماز شبم ترك شد و يا اين كه چرا در نماز شب، حضور قلب لازم را نداشتم؟ اين بدان خاطر است كه مراحل كمال، پلّه پلّه است و حتى براى خاتم الانبياءصلى الله عليه وآله هم همين طور است و به اين جهت، استغفار پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان عليهم السلام، تعارف نيست؛ بلكه واقعيّت است؛ ولى با توجه به مقام بلند ايشان (كه از درك عقل ما خارج است)، مى بايست معنا شود. بنابراين استغفار آنها، مانند استغفار ما از گناه هايى كه مرتكب مى شويم، نيست.
    توضيح بيشتر اينكه: كاملاً مشخص است كه پيغمبر اسلام صلى الله عليه وآله بيشتر از ما به شكر خداى متعال نياز دارد. چون نعمتى كه خدا به وى داده، به ما نداده است.
    پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله اگر همه شبانه روز را هم خالصانه عبادت كند، جان هم بدهد، باز ذهنيتش اين است كه خدايا در مقابل اين نعمت بزرگ (خاتم الانبيايى) كه تو به من داده اى، نماز و عبادت من چيزى نيست. 63 سال مجاهدت، چيزى نيست. كم نعمتى نيست كه خدا او را اشرف موجودات قرار داده، اشرف انبياء قرار داده، از عيسى، موسى عليه السلام و ديگران، شأنش بالاتر است؛ حتّى روز قيامت همه پيغمبرها احساس سختى مى كنند و متوسل به حضرت خاتم صلى الله عليه وآله مى شوند؛ ببينيد چه واقعه سختى است! حقيقتاً روز قيامت و اين دادگاه عدل الهى، چقدر مشكل است كه حتى پيامبران هم به حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه وآله؛ متوسل مى شوند. بنابراين، چون وى داراى چنين مقامى است، استغفار او نيز با توجه به آن مقامات، بايد معنا شود مستدرك الوسائل، ج 5، ص 320 ؛ «عَنْ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه وآله أَنَّهُ قَالَ إِنَّهُ لَيُغَانُ عَلَى قَلْبِي وَ إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّة»..
    حضرت اميرعليه السلام هم در شبانه روز 70 مرتبه استغفار مى نمود. رسول اللّه صلى الله عليه وآله روزى 70 بار صبح و 70 بار غروب، استغفار مى كرد. اينها، استغفار از گناه نيست. خودش فرمود: «حَسَنَاتُ الْأَبْرَارِ سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبِى»؛ بحارالأنوار، ج 25، ص 205، باب 6 ؛ «عصمتهم و لزوم عصمة الإمام عليه السلام».؛ «خوبى هاى نيكان، بدى مقربان به شمار مى آيند»؛ به طور مثال، قبولى دانش آموزان متوسط با نمره چهارده، چه بسا با تشويق همراه باشد؛ اما براى دانش آموزان با استعداد، چنين نمره اى افت تحصيلى و باعث شرمندگى است.
    آيةاللَّه حسن زاده آملى در الهى نامه مى گويد: «الهى مردم همه شان از گناه استغفار مى كنند؛ من از نمازم استغفار مى كنم». اگر انسان خدا را بشناسد، اين، حرف درستى است؛ نمازى كه ما مى خوانيم، واقعاً شرم آور است!
    امام سجّادعليه السلام براى وداع ماه رمضان، ناله مى زد؛ اشك مى ريخت و استغفار مى كرد. استغفارش از چيست؟ شايد از اين باشد كه آن طور كه بايد، شكر نعمت خدا را به جا نياورده است.
    امام راحل قدس سره در چهل حديث مى فرمايد: خيلى ها مى گويند اين موارد از قبيل ضرب المثل است؛ «به در مى گويد؛ ديوار بشنود»؛ يعنى پيامبرصلى الله عليه وآله و امامان عليهما السلام مى خواهند استغفار و توبه را به ما ياد مى دهند؛ ولى اين طور نيست؛ اميرالمؤمنين عليه السلام واقعاً خودش را گنه كار مى داند؛ نه اين كه فقط ما ياد بگيريم؛ بلكه واقعاً او دارد استغفار مى كند؛ البته گناه او، مانند انسان معمولى نيست. او حتّى مكروه انجام نمى دهد. گناه او، اين است كه احساس مى كند اين همه نعمت كه خدا به او داده، شكر نعمتش را نمى تواند به جا آورد؛ بلكه بايد گفت: محال است كسى بتواند حق شكر را به جا آورد. سعدى در مورد همين تنفس عادى مى گويد:
    پس در هر نفسى، دو نعمت موجود است و بر هر نعمتى، شكرى واجب.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد