مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Thursday 16 July 2020 - الخميس 25 ذو القعدة 1441 - پنج شنبه 26 4 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • جواب سوال:  
  • 1393-10-11 9:13:7  
  • تعداد بازدید : 60   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  

  • در آيه 61 سوره احزاب، اين كه گفته شده است «آنها را به سختي بكشيد» يعني چگونه؟ اين قسمت از آيه، آيا شكنجه را تأييد مي كند.

    لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلاَّ قَلِيلاً (60) مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلاً (61) سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلاً (62)
    با توضيح و تفسيير آيه مورد پرسش پاسخ سوال شما روشن مي گردد .
    ترجمه:.
    اگر منافقين و آنها كه در دلهايشان بيمارى است، و (همچنين) آنها كه اخبار
    و شايعات بى اساس در مدينه پخش مى‏كنند دست از كار خود بر ندارند تو را بر ضد آنان مى‏شورانيم سپس جز مدت كوتاهى نمى‏توانند در كنار تو در اين شهر بمانند

    به دنبال دستورى كه در آيه پيش به زنان با ايمان داده شد به بعد ديگر اين مساله يعنى فعاليتهاى موذيانه اراذل و اوباش پرداخته مى‏گويد: اگر منافقان و كسانى كه در قلبشان بيمارى است و نيز كسانى كه اخبار دروغ در مدينه پخش مى‏كنند دست از كارشان بر ندارند ما تو را بر ضد آنان مى‏شورانيم، و بر آنها مسلط خواهيم ساخت، سپس جز مدت كوتاهى نمى‏توانند در كنار تو در اين شهر بمانند! (لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنافِقُونَ و الذينهم فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَ الْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لا يُجاوِرُونَكَ فِيها إِلَّا قَلِيلًا) «2».
    مرجفون از ماده ارجاف به معنى اشاعه اباطيل به منظور غمگين‏
    (1)
    ساختن ديگران است، و اصل ارجاف به معنى اضطراب و تزلزل است، و از آنجا كه شايعات باطل ايجاد اضطراب عمومى مى‏كند اين واژه به آن اطلاق شده است.
    نغرينك از ماده اغراء به معنى دعوت به انجام كار ياد گرفتن چيزى توأم با تشويق و تحريض است.
    از لحن آيه چنين استفاده مى‏شود كه سه گروه در مدينه مشغول خرابكارى بودند، هر كدام به نحوى اغراض شوم خود را پياده مى‏كردند، و اين به صورت يك برنامه و جريان در آمده بود و جنبه شخصى و فردى نداشت.
    نخست منافقين بودند كه با توطئه‏هاى ضد اسلامى براى براندازى اسلام مى‏كوشيدند.
    دوم اراذل و اوباش كه قرآن از آنها تعبير به بيماردلان كرده (الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) همانگونه كه اين تعبير در آيه 32 همين سوره احزاب در مورد افراد هوسباز و شهوتران نيز آمده است فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ: اى همسران پيامبر هنگامى كه سخن مى‏گوئيد با نرمش سخن مگوييد مبادا بيماردلان در شما طمع كنند.
    گروه سوم كسانى بودند كه پخش شايعات در مدينه مخصوصا به هنگامى كه پيامبر ص و ارتش اسلام به غزوات مى‏رفتند به تضعيف روحيه بازماندگان مى‏پرداختند، و خبرهاى دروغين از شكست پيامبر ص و مؤمنين مى‏دادند، و به گفته بعضى از مفسران اين گروه همان يهود بودند.
    و به اين ترتيب هر سه گروه را قرآن مورد تهديد شديد قرار داده است.
    اين احتمال نيز در تفسير آيه وجود دارد كه برنامه‏هاى تخريبى سه گانه فوق همگى كار منافقان بوده و جدا ساختن آنها از يكديگر جداسازى اوصاف است نه اشخاص.
    به هر حال قرآن مى‏گويد: اگر اينها به اعمال زشت و ننگين خود ادامه دهند دستور حمله عمومى و يورش به آنها را صادر خواهيم كرد، تا با يك حركت مردمى مؤمنان، همه را از مدينه ريشه كن سازيم، و آنها نتوانند ديگر در اين شهر بمانند.
    و هنگامى كه از اين شهر رانده شدند و از تحت حمايت حكومت اسلامى طرد گشتند هر كجا يافته شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسيد! (مَلْعُونِينَ أَيْنَما ثُقِفُوا أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِيلًا).
    ثقفوا از ماده ثقف و ثقافت به معنى دست يافتن بر چيزى با دقت و مهارت است، و اگر به علم و فرهنگ، ثقافت گفته مى‏شود نيز به همين جهت است.
    اشاره به اينكه بعد از اين حمله عمومى در هيچ جا در امان نخواهند بود، و آنها را با دقت جستجو و پيدا مى‏كنند و به ديار عدم فرستاده مى‏شوند.
    در اينكه آيا منظور از اين آيه اين است كه آنها را در بيرون مدينه جستجو مى‏كنند و به قتل مى‏رسانند؟ يا اگر در داخل مدينه بعد از حكم تبعيد عمومى بمانند گرفتار چنين سرنوشتى مى‏شوند؟ دو احتمال وجود دارد، و در عين حال منافاتى بين اين دو نيست، به اين معنى كه پس از سلب مصونيت از اين توطئه- گران بيمار دل شايعه‏ساز و مخرب و حكم اخراج آنها از مدينه، چه آنجا بمانند و چه بيرون روند از دست مسلمانان شجاع و جان بر كف در امان نخواهند بود! سپس در آخرين آيه مورد بحث مى‏افزايد اين دستور تازه‏اى نيست، اين سنتى است الهى و هميشگى كه در اقوام پيشين بوده است كه هر گاه گروه‏هاى خرابكار بيشرمى و توطئه را از حد بگذرانند فرمان حمله عمومى به آنها صادر
    مى‏شود (سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ).
    و چون اين حكم يك سنت الهى است هرگز دگرگون نخواهد شد چرا كه براى سنت خداوند تبديل و تغييرى نمى‏يابى (وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا).
    اين تعبير در حقيقت جدى بودن اين تهديد را مشخص مى‏كند كه بدانند مطلب كاملا قطعى و ريشه‏دار است و تغيير و تبديل در آن راه ندارد، يا بايد به اعمال ننگين خود پايان دهند و يا در انتظار چنين سرنوشت دردناكى باشند.
    نكته‏ها:
    1- از خود شروع كن!
    در دستورى كه در آيات مورد بحث در زمينه رعايت حجاب اسلامى به طور كامل آمده است و به پيامبر ص مى‏فرمايد: اين دستور را ابلاغ كن، نخست همسران پيامبر ص مطرح شده‏اند، سپس دختران او، و بعد زنان با ايمان، اشاره به اينكه هر گونه اصلاحى را بايد از خود و خانواده خود شروع كنى و اين برنامه‏اى است براى همه اصلاحگران بشرى.
    و در ميان همسران و دختران نخست همسران را عنوان مى‏كند، چرا كه آنها به مرد نزديكترند، زيرا دختران همسر مى‏گيرند و به خانه‏هاى همسران خود منتقل مى‏شوند.
    2- پيشگيرى از دو راه‏
    مفاسد اجتماعى چون غالبا تك علتى نيست بايد مبارزه با آن را از همه جوانب شروع كرد، و جالب اينكه در آيات فوق براى جلوگيرى از مزاحمتهاى افراد هرزه، نخست به زنان با ايمان دستور مى‏دهد كه بهانه‏اى به دست آنها ندهند، سپس مزاحمين را با شديدترين تهديد بر سر جاى خود مى‏نشاند و اين نيز برنامه‏اى است براى هميشه و همگان، هم دوست را بايد اصلاح كرد، و هم دشمن را با قدرت بر سر جاى خود نشانيد.

    از تهديدهاى شديد و پر قدرت آيات فوق به خوبى استفاده مى‏شود كه بعد از خاتمه يافتن ماجراى بنى قريظه و ريشه كن شدن اين گروه از دشمنان خطرناك داخلى موقعيت مسلمانان در مدينه كاملا تثبيت شد، تنها مخالفتها از ناحيه منافقانى انجام مى‏گرفت كه به صورت ناشناس در صفوف مسلمين بودند، و يا جمعى از اوباش و هرزگان، و شايعه‏پراكنان، پيامبر ص نيز از موضع قدرت با آنها برخورد كرد، و به آنان شديدا اخطار نمود كه اگر دست از سمپاشيها و توطئه‏ها بر ندارند با يك هجوم و حمله حسابشان يكسره خواهد شد، و همين برخورد قاطعانه و كاملا جدى و حساب شده اثر خود را كرد.
    4- ريشه كن كردن ماده فساد
    آيا آنچه در آيات فوق براى ريشه كن كردن مفاسدى همچون توطئه‏هاى منافقان و مزاحمت مستمر نسبت به نواميس مسلمانان و مفسده‏جويى شايعه پراكنان آمده است در ساير اعصار و قرون و براى حكومتهاى اسلامى نيز مجاز است؟
    كمتر كسى از مفسران در اين زمينه بحثى به ميان آورده است، ولى به نظر مى‏رسد كه اين حكم مانند ساير احكام اسلامى اختصاص به زمان و مكان و اشخاصى نداشته باشد.
    اگر به راستى سمپاشى و توطئه از حد بگذرد و به صورت يك جريان در آيد، و جامعه اسلامى را با خطرات جدى روبرو سازد چه مانعى دارد كه حكومت
    اسلامى دستور آيات فوق را كه به پيامبر ص داده شده است به اجرا در آورد، و مردم را براى در هم كوبيدن ريشه‏هاى فساد بسيج كند؟!، ولى بدون شك اين گونه كارها و مانند آن، به خصوص اينكه آن را يك سنت تغيير ناپذير معرفى مى‏كند، بطور خودسرانه مجاز نيست، و تنها بايد به اذن ولى امر مسلمين و حكام شرع صورت گيرد.
    5- سنتهاى تغيير ناپذير الهى‏
    در آيات فوق خوانديم كه قرآن يكى از سنتهاى تغيير ناپذير الهى را مساله ريشه كن كردن توطئه‏گران با يك حمله عمومى ذكر مى‏كند كه در امتهاى پيشين نيز بوده است.
    نظير اين تعبير در مورد ديگرى از قرآن نيز آمده است.
    از جمله در همين سوره احزاب آيه 38 بعد از آنكه اجازه شكستن سنت غلط جاهلى را در مورد تحريم همسر مطلقه پسر خوانده صادر مى‏كند، مى‏فرمايد: براى پيامبر گناه و جرمى نيست كه اوامر الهى را هر چه باشد اجرا كند، سپس مى‏افزايد: سُنَّةَ اللَّهِ فِي الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ كانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَراً مَقْدُوراً: در اين سنت پروردگار است كه در اقوام پيشين و انبياء سلف نيز بوده است و فرمان خدا بر اساس معيارهاى ثابت و تغييرناپذيرى بوده است.
    در سوره فاطر آيه 43 بعد از آنكه اقوام كافر و مجرم را تهديد به هلاكت مى‏كند مى‏فرمايد: فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّتَ الْأَوَّلِينَ فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلًا وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلًا: آيا آنها انتظار همان سرنوشت شومى را مى‏كشند كه اقوام نخستين را در برگرفت؟ اما هرگز براى سنت الهى تبديلى نمى‏يابى و هيچگاه براى سنت الهى دگرگونى نمى‏بينى بر سر اينان همان فرود مى‏آيد كه بر سر آنان آمد!.
    در آيه 85 سوره غافر بعد از آنكه تصريح مى‏كند كه ايمان آوردن كفار لجوج از اقوام پيشين به هنگام مشاهده عذاب استيصال مفيد واقع نشد، اضافه مى‏كند: سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبادِهِ وَ خَسِرَ هُنالِكَ الْكافِرُونَ: اين سنت الهى است كه در گذشته نيز در بندگانش اجرا مى‏شد، و در آنجا كافران گرفتار زيان و خسران شدند.
    و در سوره فتح آيه 23 بعد از آنكه پيروزى مؤمنان و شكست كفار و عدم وجود يار و ياور براى آنها را در جنگها مطرح مى‏كند مى‏افزايد: سُنَّةَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدِيلًا: اين سنت پروردگار است كه در گذشته نيز بوده، و هرگز سنت الهى تغيير نمى‏پذيرد.
    و نيز در سوره اسراء آيه 77 هنگامى كه توطئه تبعيد يا نابودى پيامبر ص را بيان مى‏فرمايد اضافه مى‏كند: اگر آنها اين كار خود را عملى مى‏كردند بعد از تو جز مدت كوتاهى باقى نمى‏ماندند: سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلًا: اين سنت پيامبرانى است كه قبل از تو فرستاديم و هرگز دگرگونى در سنت نمى‏بينى.
    از مجموع اين آيات به خوبى استفاده مى‏شود كه منظور از سنت در اينگونه موارد قوانين ثابت و اساسى تكوينى يا تشريعى الهى است كه هرگز دگرگونى در آن روى نمى‏دهد، و به تعبير ديگر خداوند در عالم تكوين و تشريع اصول و قوانينى دارد كه همانند قوانين اساسى مرسوم در ميان مردم جهان دستخوش دگرگونى و تغيير نمى‏شود، اين قوانين هم بر اقوام گذشته حاكم بوده است، و هم بر اقوام امروز و آينده حكومت خواهد كرد.
    يارى پيامبران، شكست كفار، لزوم عمل به فرمانهاى الهى هر چند ناخوشايند محيط باشد، عدم فايده توبه به هنگام نزول عذاب الهى، و مانند اينها جزء اين سنت هاى جاودانى مى‏باشد.
    اين تعبيرات از يك سو به همه رهروان راه حق دلگرمى و آرامش مى‏بخشد و از سوى ديگر انسجام و وحدت دعوت انبياء و يكپارچگى قوانين حاكم بر نظام آفرينش و نظام زندگى انسانها را روشن مى‏سازد، و در حقيقت شاخه‏اى است از شاخه‏هاى توحيد.7- و از همه جا طرد مى‏شوند، و هر جا يافته شوند گرفته خواهند شد و به قتل خواهند رسيد
    تفسير نمونه، ج‏17، ص: 430
    . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 6/100108100)

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد