مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Thursday 16 July 2020 - الخميس 25 ذو القعدة 1441 - پنج شنبه 26 4 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • جواب سوال:  
  • 1393-10-11 9:2:30  
  • تعداد بازدید : 46   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • استراق سمع جنيان
    درباره آيه ٨ و ٩ سوره جن: منظوراز محافظان و تيرهاي شهاب چيست؟ چرا جنيان به استراق سمع در آسمان ها مي نشستند؟ چرا ديگر اجازه استراق سمع در آسمانها ندارند؟ آيا علت قطع استراق سمع جنيان آفرينش انسان بوده است؟
    با دقت در توضیح و تفسیر آیات مورد پرسش به سوالات شما پاسخ داده می شود :
    وَ أَنَّا لَمَسْنَا السَّماءَ فَوَجَدْناها مُلِئَتْ حَرَساً شَدِيداً وَ شُهُباً (8) وَ أَنَّا كُنَّا نَقْعُدُ مِنْها مَقاعِدَ لِلسَّمْعِ فَمَنْ يَسْتَمِعِ الْآنَ يَجِدْ لَهُ شِهاباً رَصَداً (9)
    8- و اينكه ما آسمان را جستجو كرديم، و همه را پر از محافظان قوى و تيرهاى شهب يافتيم! 9- و اينكه ما پيش از اين به استراق سمع در آسمانها مى‏نشستيم. اما اكنون هر كس بخواهد استراق سمع كند شهابى را در كمين خود مى‏يابد!
    چگونه شياطين بوسيله شهب از آسمان رانده مى‏شوند؟! آيه اخير از آياتى است كه مفسران در تفسير آن بسيار سخن گفته‏اند و هر يك مسير خاصى را پيموده و برداشت معينى از آن دارند.
    و از آنجا كه عين همين مضمون در سوره صافات (آيه 6 و 7) نیزآمده و از مسائلى است كه ممكن است براى افراد ناآگاه سؤالهاى بدون جوابى ترسيم كند لازم است نخست نظرى به آراء مفسران بزرگ اسلامى بيفكنيم، سپس آنچه را كه ترجيح مى‏دهيم بيان كنيم.
    1- بعضى مانند نويسنده تفسير فى ظلال به راحتى از اين آيات و مانند آن گذشته و به عنوان اينكه اينها حقايقى است كه درك آن براى ما ممكن نيست و بايد به آنچه در عمل واقعى ما در اين زندگى مؤثر است بپردازيم به تفسير اجمالى قناعت كرده، و از توضيح و تبيين اين مساله صرف نظر نموده است.
    او چنين مى‏نويسد: شيطان چيست؟ و چگونه مى‏خواهد استراق سمع كند؟
    و چه چيز را استراق مى‏كند؟ همه اينها از غيبهاى الهى است كه از خلال نصوص نمى‏توان به آن دست يافت، و پرداختن به آن نتيجه‏اى ندارد، زيرا بر عقيده ما چيزى نمى‏افزايد، و جز اشتغال فكر انسان به امرى كه به او ارتباط خاصى ندارد و او را از انجام عمل حقيقيش در اين زندگى باز مى‏دارد ثمره‏اى نخواهد داشت، به علاوه درك تازه‏اى نسبت به حقيقت جديدى به ما نمى‏دهد!»
    .
    ولى نبايد ترديد داشت كه قرآن يك كتاب بزرگ انسانسازى و تربيت و حيات است، اگر چيزى ارتباط به حيات انسانها نداشته باشد مطلقا در آن مطرح نخواهد شد، همه آن درس است، درس زندگى، به علاوه هيچكس نمى‏تواند اين سخن را بپذيرد كه در قرآن حقايق ناگشودنى باشد، مگر قرآن نور و كتاب مبين نيست؟ و مگر براى فهم و تدبر و هدايت مردم نازل نشده؟ چگونه فهم اين آيات به ما ارتباط ندارد؟
    به هر حال ما اين طرز موضع‏گيرى را در برابر اين گونه آيات و مانند آن نمى‏پسنديم.
    2- جمع قابل توجهى از مفسران، مخصوصا مفسران پيشين، اصرار دارندكه معنى ظاهرى آيات را كاملا حفظ كنند:
    سماء اشاره به همين آسمان است، و شهاب اشاره به همين شهاب است (همين سنگريزه‏هاى سرگردانى است كه در اين فضاى بيكران در گردشند و گاه گاه كه در حوزه جاذبه زمين قرار مى‏گيرند و به سوى زمين كشيده مى‏شوند و بر اثر سرعت برخورد با امواج هوا، داغ و سوزان و شعله‏ور و خاكستر مى‏شوند).
    و شيطان همان موجودات خبيثه متمردند كه مى‏خواهند به آسمانها بروند و گوشه‏اى از اخبار اين عالم ما كه در آسمانها منعكس است، از طريق استراق سمع (گوش دادن مخفيانه) در يابند، و به دوستان خود در زمين برسانند، ولى شهابها همچون تير به سوى آنها پرتاب مى‏شوند و آنها را از رسيدن به اين هدف باز مى‏دارند «1».
    3- جمعى ديگر از مفسران مانند مفسر عاليقدر مؤلف الميزان و طنطاوى در تفسير الجواهر تعبيرات آيات فوق را از قبيل تشبيه و كنايه و ذكر امثال و به اصطلاح بيان سمبوليك دانسته، و اين تشبيه و كنايه را به صورتهاى گوناگونى بيان داشته‏اند:
    الف: در تفسير الميزان چنين مى‏خوانيم: توجيهات مختلفى را كه مفسران براى استراق سمع كردن شياطين، و رانده شدن آنها بوسيله شهب بيان كرده‏اند، مبتنى بر چيزى است كه احيانا از ظاهر آيات و روايات به ذهن مى‏رسد كه افلاكى محيط به زمين است و در آنها گروه‏هايى از فرشتگان قرار دارند و هر كدام از اين افلاك درهايى دارند كه جز از آنها نمى‏توان وارد شد، و گروهى از اين فرشتگان، شهابها را بر دست دارند، و منتظر شياطين استراق سمع كننده هستند تا آنها را با آن بكوبند و برانند! در حالى كه امروز روشن شده است اين گونه نظريات بى اساس است، نه چنان افلاكى وجود دارد و نه آن درها و نه مانند آن.
    آنچه به عنوان يك احتمال مى‏توان در اينجا گفت اين است اين گونه بيانات در كلام الهى از قبيل امثالى است كه براى روشن شدن حقايق غير حسى در لباس حسى ذكر مى‏شود، همانگونه كه خداوند مى‏فرمايد وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ وَ ما يَعْقِلُها إِلَّا الْعالِمُونَ: اينها مثلهايى است كه براى مردم مى‏زنيم و جز عالمان آنها را درك نمى‏كنند (عنكبوت- 43) و امثال اين تعبيرات در قرآن فراوان است، مانند عرش، كرسى، لوح، كتاب.
    بنا بر اين منظور از آسمان كه جايگاه فرشتگان است، يك عالم ملكوتى و ما وراء طبيعى است، كه از اين جهان محسوس، برتر و بالاتر است، و منظور از نزديك شدن شياطين به اين آسمان براى استراق سمع و پرتاب كردن شهب به آنها آنست كه آنها مى‏خواهند به جهان فرشتگان نزديك شوند تا از اسرار خلقت و حوادث آينده آگاهى يابند، ولى آنها شياطين را با انوار معنوى ملكوتى كه تاب تحمل آن را ندارند مى‏رانند .
    ب: طنطاوى در تفسير معروف خود، گاه مى‏گويد:
    آن گروه از دانشمندان حيله‏گر و رياكار و مردم عوامى كه از آنها پيروى مى‏كنند شايستگى و اهليت آن را ندارند كه از عجائب آسمانها و شگفتيهاى عالم بالا و كرات بى‏كرانش و نظم و حسابى كه بر آنها حكومت مى‏كند، آگاه شوند، خداوند اين علم و دانش را از آنها ممنوع ساخته، و اين آسمان پر ستاره زيبا و مزين را با آن همه اسرارش در اختيار كسانى گذاشته كه عقل و هوش و اخلاص‏ وايمان دارند.
    طبيعى است كه گروه اول از نفوذ در اسرار اين آسمان منع مى‏شوند، و هر شيطان رانده شده درگاه الهى، خواه از جنس بشر باشد يا غير بشر، حق وصول به اين حقايق را ندارد، و هر گاه به آن نزديك شود رانده و مطرود مى‏گردد، اين گونه افراد ممكن است سالها زندگى كنند و بعد بميرند ولى هرگز به اين اسرار، دست نيابند، آنها چشمهاى باز دارند و ليكن چشم آنها قدرت ديد اين حقايق را ندارد، مگر نه اين است كه علم را جز عاشقانش و جمال را جز عارفانش درك نمى‏كنند و نمى‏بينند «1».
    در جاى ديگر مى‏گويد: چه مانعى دارد اين تعبيرات كنايه باشد؟ منع حسى اشاره به منع عقلى گردد، در حالى كه كنايات از زيباترين انواع بلاغت است، آيا نمى‏بينيم بسيارى از مردم كه در اطراف شما زندگى مى‏كنند در محدوده همين زمين محبوس و زندانيند و هيچگاه چشمشان به جهان بالا دوخته نمى‏شود، و به آواى آن گوش فرا نمى‏دهند، و از امور اين جهان و شگفتيهايش خبرى ندارند، آنها بوسيله (شهاب) خودخواهى و شهوت و كينه‏توزى و طمع و حرص و جنگهاى خانمانسوز از درك آن معانى والا مطرودند (و اگر روزى هم چنين هوسى كنند به خاطر آن همه آلودگى كه بر دل و جان دارند رانده مى‏شوند) «2».
    ج- در جاى ديگر سخنى دارد كه خلاصه‏اش چنين است: ارواح انسانها هنگامى كه از اين دنيا به جهان برزخ منتقل مى‏شوند، علاقه و ارتباطى به ارواح زندگان دارند، و هر گاه ميان آنها تناسب و همانندى باشد، و بتوانند از طريق احضار ارواح و غير آن با آنها ارتباط و تفاهم برقرار كنند، مسائلى را در اختيار آنان مى‏گذارند كه گاهى حق است و گاهى باطل زيرا آنها نمى‏توانند به عوالم‏ اعلى دسترسى پيدا كنند بلكه تنها به عوالم پائين‏تر دسترسى مى‏يابند، مثلا همانگونه كه ماهى نمى‏تواند از محيط خود بيرون بيايد و در هوا پرواز كند، آنها نيز قدرت ندارند از محدوده جهان خود بالاتر روند.
    د: بعضى ديگر گفته‏اند كه اكتشافات اخير نشان داده كه يك سلسله امواج نيرومند راديويى از فضاهاى دور دست، مرتبا پخش مى‏شود كه مى‏توان آنها را در كره زمين با دستگاههاى گيرنده مخصوص به خوبى گرفت، هيچكس بدرستى نمى‏داند سرچشمه اين امواج فوق العاده نيرومند كجاست؟ ولى دانشمندان مى‏گويند احتمال قوى دارد كه در كرات دور دست آسمانى موجودات زنده فراوانى هستند كه از نظر تمدن از ما بسيار پيشرفته‏ترند و به همين دليل مى‏خواهند اخبارشان را در جهان پخش كنند و در آن اخبار مسائلى است كه براى ما تازگى دارد، موجوداتى كه آنها را پرى مى‏ناميم مى‏كوشند، از اين امواج استفاده كنند، ولى اشعه نيرومندى آنها را بدور مى‏راند .
    اين بود نظرات گوناگون مفسران و دانشمندان.
    نتيجه بحث:
    بحث‏ها در تفسير اين آيات به درازا كشيد اكنون بايد براى نتيجه‏گيرى كامل مقدمتا به چند نكته توجه كنيم:
    1- كلمه سماء (آسمان) در بسيارى از آيات قرآن به معنى همين آسمان مادى است در حالى كه در بعضى ديگر از آيات قطعا به معنى آسمان معنوى و مقام بالا است.
    مثلا در آيه 40 سوره اعراف مى‏خوانيم إِنَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا وَ اسْتَكْبَرُوا عَنْها لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ: آنها كه آيات ما را تكذيب كردند و در برابر آن تكبر ورزيدند درهاى آسمان به رويشان گشوده نمى‏شود.
    ممكن است منظور از آسمان در اينجا كنايه از مقام قرب خدا بوده باشد همانگونه كه در آيه 10 سوره فاطر مى‏خوانيم إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ: سخنان پاكيزه به سوى او بالا مى‏روند و عمل صالح را ترفيع مى‏دهد.
    روشن است كه اعمال صالح و سخنان پاكيزه چيزى نيستند كه به سوى اين آسمان بالا روند بلكه به سوى مقام قرب خدا پيش مى‏روند و عظمت و رفعت معنوى مى‏يابند.
    اصولا تعبير به انزل و نزل در مورد آيات قرآن به روشنى اين معنى را مى‏رساند، كه منظور نزول و فرود آمدن از مقام قدس پروردگار بر قلب پيامبر ص است.
    در تفسير آيه 24 سوره ابراهيم أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ خوانديم: كه اين درخت پاكيزه كه خداوند آن را به عنوان مثال بيان كرده، پيامبر ريشه آن است، و على ع شاخه آن (همان شاخه‏اى كه سبر آسمان كشيده) و امامان شاخه‏هاى كوچكترند .
    مخصوصا در يكى از آن احاديث مى‏خوانيم كذلك الكافرون لا تصعد اعمالهم الى السماء: همين گونه هستند كافران، اعمال به آسمان بالا نمى‏رود.
    روشن است كه آسمان در اين گونه احاديث، اشاره به اين آسمان حسى نيست و از اينجا نتيجه مى‏گيريم كه آسمان هم در مفهوم مادى آن استعمال ميشود و هم در مفهوم معنوى آن.
    2- نجوم (ستارگان) نيز يك مفهوم مادى دارد كه همين ستارگانى هستندكه در آسمان ديده مى‏شوند، و يك مفهوم معنوى كه اشاره به دانشمندان و شخصيتهايى است كه روشنى بخش جوامع انسانى هستند، و همان گونه كه مردم راه خود را در شبهاى تاريك در بيابانها و بر صفحه اقيانوسها بوسيله ستارگان پيدا مى‏كنند، توده‏هاى جمعيت در اجتماعات انسانى نيز راه زندگى و سعادت و حيات را به كمك اين دانشمندان و رهبران آگاه و با ايمان مى‏يابند.
    حديث معروفى كه از پيامبر ص نقل شده‏ : مثل اصحابى فيكم كمثل النجوم بايها اخذ اهتدى ...:
    ياران من همچون ستارگانند كه به هر كدام اقتدا شود مايه هدايت است نيز اشاره به همين معنى مى‏كند.
    در تفسير على بن ابراهيم در ذيل آيه وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ النُّجُومَ لِتَهْتَدُوا بِها فِي ظُلُماتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ: او كسى است كه ستارگان را براى شما قرار داد تا در تاريكيهاى خشكى و دريا بوسيله آنها هدايت شويد (آيه 97 سوره انعام) چنين نقل شده كه امام فرمود: النجوم آل محمد: منظور از ستارگان خاندان پيامبرند .
    3- از روايات متعددى كه در تفسير آيات مورد بحث وارد شده استفاده مى‏شود كه ممنوع شدن شياطين از صعود به آسمانها و رانده شدنشان بوسيله نجوم هنگام تولد پيامبر بود، و از بعضى از آنها استفاده مى‏شود كه به هنگام تولد عيسى تا حدى ممنوع شدند و پس از تولد پيامبر بطور كامل ممنوع گشتند .
    از مجموعه آنچه گفتيم چنين مى‏توان حدس زد كه سماء در اينجا به مفهوم معنوى اشاره مى‏كند و كنايه از آسمان حق و ايمان و معنويت است.
    و همواره شياطين در تلاشند تا به اين محدوده راه يابند و از طريق سوسه‏ها در دل مؤمنان راستين و حاميان حق نفوذ كنند.اما مردان الهى و رهبران راه حق از پيامبران و امامان گرفته تا دانشمندان متعهد، با امواج نيرومند علم و تقوايشان بر آنها هجوم مى‏برند و آنان را از نزديك شدن به اين آسمان مى‏رانند.
    و در اينجا است كه مى‏توان رابطه و پيوندى ميان تولد حضرت مسيح و از آن بالاتر تولد حضرت محمد ص و طرد اين شياطين از آسمان پيدا كرد.
    و نيز اينجا است كه مى‏توان ارتباط ميان صعود به آسمان و آگاهى از اسرار را يافت- زيرا مى‏دانيم در اين آسمان مادى اخبار خاصى وجود ندارد جز شگفتيهاى خلقت كه حتى از روى زمين نيز قابل مطالعه است، امروز ديگر اين مساله قطعى شده است كه اين كرات آسمانى در اين فضاى بيكران پخش شده‏اند، قسمتى از آنها كرات مرده‏اى هستند، و بعضى زنده‏اند، و ساكنانى دارند، ولى شايد زندگى آنها با ما تفاوت بسيار داشته باشد.
    اين موضوع نيز بسيار قابل ملاحظه است كه پيدايش شهاب تنها در جو زمين است كه بر اثر برخورد قطعات سنگ به هواى اطراف زمين و شعله‏ور شدن آنها پيدا مى‏شود و الا در بيرون جو زمين شهابى وجود ندارد البته در بيرون جو زمين سنگهاى سرگردانى در حركتند ولى به آنها شهاب گفته نمى‏شود مگر زمانى كه وارد جو زمين گردد و داغ و شعله‏ور شود، و در برابر چشم انسان به صورت خط آتشى نمايان گردد به گونه‏اى كه تصور مى‏شود ستاره‏اى است در حال حركت و اين را نيز مى‏دانيم كه انسان امروز بارها از اين جو زمين به خارج عبور كرده و بسيار از آن فراتر رفته و تا كره ماه رسيده است (توجه داشته باشيد كه جو زمين صد الى دويست كيلومتر بيشتر نيست، در حالى كه كره ماه بيش از سيصد هزار كيلومتر با ما فاصله دارد).
    بنا بر اين اگر منظور همين شهاب مادى و آسمان مادى باشد، بايد پذيرفت كه اين منطقه براى دانشمندان بشر كشف شده و مطلب اسرار آميزى در آن وجود ندارد.
    كوتاه سخن اينكه با قرائن و شواهد فراوانى كه ذكر كرديم به نظر مى‏رسد كه منظور از آسمان آسمان حق و حقيقت است، و شياطين همان وسوسه‏گران هستند كه مى‏كوشند به اين آسمان راه يابند و استراق سمع كنند و به اغواى مردم بپردازند، اما ستارگان و شهب يعنى رهبران الهى و دانشمندان با امواج نيرومند قلمشان آنها را به عقب مى‏رانند و طرد مى‏كنند.
    ولى قرآن درياى بيكران است و ممكن است دانشمندان آينده در زمينه اين آيات به حقايق تازه‏اى دست يابند كه امروز به آن دست نيافته‏ايم.
    تفسير نمونه، ج‏11، ص: 43
    برای آگاهی بیشتر ر. ک : آيه 18 سوره حجر (جلد 11 تفسیر نمونه صفحه 40 به بعد) و ذيل آيه 10 سوره صافات (جلد 19 صفحه 15 به بعد)

    (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه ها، كد: 16/100108947)

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد