مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Thursday 16 July 2020 - الخميس 25 ذو القعدة 1441 - پنج شنبه 26 4 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • جواب سوال  
  • 1393-10-10 8:49:39  
  • تعداد بازدید : 20   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • قرآن از تعلق اراده خدا بر تطهير اهل بيت از رذائل و پليدي‌ها سخن مي‌گويد. در اين جا اين سؤال مطرح مي‌شود كه مصاديق اهل بيت(علیهم السلام) از نظر شيعه چه كساني هستند؟

        پاسخ: نظر سائل به آيه مباركه است كه مي‌فرمايد:

        «إِنّما يُريدُ اللّه لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجسَ أَهلَ البَيْتِ وَيُطهّركُمْ تَطْهيراً».[1]

        «خداوند مي‌خواهد پليدي‌ها را تنها از شما خانواده دور كند و شما را كاملاً پاك گرداند».

        براي‌بررسي‌آية «تطهير» لازم است دو مطلب مورد بحث قرار گيرد:

        1. مفهوم «اهل بيت» چيست و عرب اين واژه را در چه موردي به كار مي‌برد؟

        2. اين آيه در مورد چه كساني نازل شده است؟

        تبيين مفهوم «اهل بيت»

        واژه «اهل بيت» مركب از دو كلمه است:

        1. اهل.

        2. بيت.

        مفهوم هر دو كلمه واضح و آشكار است و براي تشريح آن، به نقل سخنان فرهنگ نويسان عرب نيازي نيست؛ زيرا واژة «اهل» هر چند عربي است، ولي به خاطر ورود آن به زبان پارسي و اُنس ما با اين لفظ در طول چند قرن، آن را در رديف كلمات فارسي درآورده است و از مجموع استعمالات آن به صورت مضاف مي‌توان مفهوم آن  را چنين توضيح داد:

        اهل امر: زمامداران.

        اهل انجيل: پيروان انجيل.

        اهل كتاب: پيروان كتاب‌هاي آسماني.

        اهل اسلام: پيروان اسلام.

        اهل الرجل: كساني كه با مردي پيوند خويشاوندي دارند.

        اهل بيت: كساني كه در ساية پيوند خويشاوندي، در خانه‌اي به صورت مشترك زندگي مي‌كنند.

        اهل الماء: موجوداتي كه در آب دريا يا كنار آن زندگي مي‌كنند.

        با توجه به موارد استعمال اين كلمه مي‌توان مفهوم اين لفظ را به شرح زير تحديد كرد: هر انساني كه نسبت به موضوعي (مضاف اليه) يك نوع انتساب يا اختصاص و الفت و انسي دارد، به آن «اهل آن شيء» مي‌گويند، از اين‌رو «ابن منظور» در «لسان العرب» مي‌گويد: «أهلُ الرجل أخصّ الناس به»؛ «وخِصّيصان هر مردي، اهل اوست».

        به ديگر سخن، هرگاه گفته شود «اهل الرجل» مقصود كساني هستند كه به او وابسته بوده، و از اتباع و متعلقان او به شمار مي‌روند و بر اساس اين بيان ، بايد گفت : اهل بيت مفهوم وسيعي دارد كه فرزندان و همسران انسان را نيز دربرمي‌گيرد، لذا قرآن به روشني آن را در مورد همسر ابراهيم به كار برده و آورده است كه فرشتگان خطاب به او گفتند:

        «رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ البَيْت».[2]

        «رحمت و بركات الهي بر شما خاندان باد».

        مقصود از «اهل بيت» چه كساني هستند؟

        اكنون وقت آن رسيده است كه مقصود از اهل بيت در آية تطهير روشن شود. هرگاه دليلي بر انحصار اين مفهوم بر همسر و همسران يا خصوص فرزندان اقامه نشود، بايد آن را بر همان معني وسيع حمل كرد، ولي قرائن قاطع نشان مي‌دهد كه مقصود، پيامبر(ص)، علي، فاطمه، حسن و حسين(علیهم السلام) هستند و ديگر افراد را شامل نيست.

        شواهد و قرائن اين گفته عبارت‌اند از:

        1. «البيت» به بيت معيني اشاره دارد.

        «ال» در واژة «البيت»، ال جنس يا استغراق نيست بلكه اشاره به يك بيت معهود است كه مورد عنايت آيه است؛ زيرا اگر مقصود آيه خانه‌هاي همسران پيامبر (ص) بود، بايد می‌گفت: «أهل البيوت»، و لذا آنجا كه دربارة آنان سخن مي‌گويد، صيغه جمع به كار مي‌برد، نه صيغه مفرد و مي‌فرمايد:

        «وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلا تَبَرَّجنَ تَبَرُّجَ الجاهِليّةِ الأُولى».[3]

        «در خانه‌هاي خود قرار گيريد و مانند دوران جاهليت نخست، زيبايي‌هاي خود را آشكار نكنيد».

        در اين آيه هر اتاقي از اتاق‌هاي زنان رسول خدا بيتي محسوب شده كه متعلق به يكي از همسران او بود، در حالي كه در آيه، يك بيت مشخص مطرح است و طبعاً بايد اين يك بيت را معين كنيم، نمي‌توان گفت اين «بيت» يكي از بيت‌هاي متعلق به همسران رسول خدا (ص) است؛ زيرا در اين صورت مفهوم آيه كاملاً در ابهام فرو رفته و مجمل خواهد بود، گذشته از اين دليلي ندارد كه يكي از بيت‌ها را بر هشت بيت ديگر ترجيح دهيم .

        از اين جهت بايد اين بيت، جدا از بيوت ازواج رسول خدا باشد و آن بيت چيزي جز بيت فاطمه(سلام الله علیها) نيست كه در عين تعلق به وي، به پيامبر نيز تعلق داشت و در آن چهار نفر مشتركاً زندگي مي‌كردند.

        مؤيد اين مطلب حديثي است كه سيوطي در تفسير آية «في بُيُوت أَذِنَ اللّه أَنْ تُرفَعَ»[4] آورده است. او مي‌نويسد: وقتي اين آيه نازل شد و پيامبر (ص) آن را در مسجد تلاوت كرد، فردي برخاست و از رسول خدا پرسيد: اين بيوت با عظمت از آن كيست؟ پيامبر فرمود: «بيوت انبيا و پيامبران است». در اين هنگام ابوبكر برخاست و در حالي كه به خانة فاطمه و علي‘ اشاره كرد ، گفت: آيا اين خانه نيز از آن خانه‌هاست؟ پيامبر (ص) فرمود: «نعم من أفاضلها»[5]; «آري! از برترين آنهاست».

        2. مذكر بودن ضماير

        قرآن  در سورة احزاب از آيه بيست و نهم تا آيه سي و چهارم دربارة همسران پيامبر بحث و گفتگو مي‌كند و در تمام آيات، ضماير مربوط به همسران پيامبر را مطابق قواعد ادبي مؤنث مي‌آورد، در اين مورد متجاوز از بيست ضمير مؤنث به كار مي‌برد و مي‌فرمايد:

        «كُنْتُنَّ * فَتَعالَينَ * أُمَتِّعْكُنَّ * أُسَرِّحْكُنَّ * تُرِدْنَ * لَسْتُنَّ * اتَّقَيْتُنَّ * فَلا تَخْضَعْنَ * قلنَ * قَرْنَ فی بُيُوتِكُنَّ * تَبَرَّجْنَ * آتَِيْنَ * أَطِعْنَ * وَاذْكُرْنَ * و...».

        ولي هنگامي كه به آيه مورد بحث ـ كه در ذيل آيه سي و سه قرار دارد ـ مي‌رسد، لحن سخن دگرگون مي‌شود و مخاطب عوض مي‌گردد، ضماير را مذكر مي‌آورد و مي‌گويد: «عَنْكُمُ الرِّجْسَ» و «يُطَهِّرَكُمْ». در اين صورت بايد دقت كرد كه هدف از اين دگرگوني چيست؟

        اين دگرگوني جز اين نيست كه آيه دربارة غير اين گروه (زنان) نازل شده ، هر چند در سياق آيات مربوط به آنها آمده است. اين كه علت «تداخل» چيست و چرا در اثناي گفتگوي با همسران، ناگهان طرف خطاب دگرگون مي‌شود ومطلب مربوط به غير آنان به ميان مي‌آيد و آنگاه، بار ديگر به بحث پيرامون همسران باز مي‌گردد و... را در جاي ديگري مورد بحث قرار خواهيم داد.

        3. اهل بيت(علیهم السلام) در لسان پيامبر(ص)

        روايات متضافر بلكه متواتر از پيامبر (ص) نشان مي‌دهد كه در اين آيه، جز خود پيامبر (ص) و ساكنان خانه فاطمه، احدي مقصود نيست و اين روايات را گروهي از صحابه از پيامبر (ص) نقل كرده‌اند كه برخي از آنها عبارت‌اند از: 1. ابوسعيد خدري 2. انس بن مالك 3‌. ابواسحاق
        4. واثلة بن الاسقع 5. ابوهريره 6. ابوالحمراء 7. سعد بن أبي وقاص
        8 . عايشه 9. امّ سلمه 10. ابن عباس.

        مضمون احاديث حاكي است كه پيامبر گرامي (ص) براي روشن كردن مقصود از اهل بيت، دو كار معين انجام داده است كه هركدام در نوع خود قابل توجه است:

        1. كسا و عبا و يا قطيفه‌اي بر سر پنج تن افكند و امّ سلمه را كه قصد ورود به زير كسا را داشت، از دخول تحت كِسا بازداشت و اين جمله را گفت: «خدايا! اينان اهل بيت من هستند، پروردگارا! پليدي را از آنان دور ساز!».

        2. به مدت هشت ماه و يا بيشتر، موقع رفتن به مسجد براي گزاردن نماز صبح، به خانة زهرا مي‌رفت و آنان را براي نماز دعوت مي‌كرد و آيه مذكور را تلاوت مي‌نمود.

        بنابر اين، پيامبر(ص) با اين دو عمل، كاملاً مصاديق آيه را تعيين فرموده است. اکنون به صورت فشرده به ترجمه و نقل برخي از احاديث مي‌پردازيم:

        1. ابو سعيد خدري مي‌گويد:

        «رسول اللّه(ص) فرمود: اين آيه دربارة من و علي و فاطمه و حسن وحسين فرود آمده است».

        امّ سلمه مي‌گويد: اين آيه در خانة من نازل گرديد. همان روز زهرا(سلام الله علیها) غذايي به حضور پيامبر آورد. پيامبر‌فرمود: برو پسر عمويت علي و دو فرزند خود را بياور. زهرا در حالي كه دست فرزندان خود را گرفته بود و علي نيز پشت سر اوحركت مي‌كرد، وارد محضر رسول خدا شدند.

        پيامبر (ص) حسنين را در آغوش گرفت و علي (ع) در سمت راست پيامبر و دخت او در سمت چپ او نشستند و هر پنج نفر مشغول خوردن غذايي شدند كه دخت گرامي پيامبر آماده كرده و به حضور پيامبر آورده بود. ناگهان فرشتة وحي نازل شد و آية تطهير را فرود آورد. در اين هنگام پيامبر كسايي را كه شبها آن را به روي خود مي‌كشيد، برداشت و همه را زير آن كسا قرار داد و دست خود را از زير كسا بيرون آورد و به آسمان اشاره كرد و سه بار فرمود:

        من با شنيدن اين جمله خواستم زير كِسا درآيم و مشمول چنين فضيلتي گردم. از اين جهت گوشه كسا را بالا زدم تا به آنان ملحق شوم. پيامبر آن را از دست من كشيد. گفتم: اي رسول خدا، آيا من از اهل‌بيت تو نيستم؟! پيامبر بدون اين كه يكي از دو طرف قضيه را تصديق كند فرمود:

        «تو زن نيكي هستي و از همسران پيامبر مي‌باشي».

        مضمون حديث كه در كتاب‌هاي حديث و تفسير نقل شده، همگي بيانگر آن است كه مفاد آيه از خصايص اين پنج نفر است و غير آن پنج تن، حتي بهترين و پاكترين همسران او در اين فضيلت شركت ندارند.

        رسول گرامي (ص) به روايتي چهل روز و به روايت ديگر هشت ماه و به روايت سوم، نُه ماه، هنگامي كه براي گزاردن نماز صبح به مسجد مي‌رفت، به در خانة علي(ع) مي‌آمد و مي‌گفت:

        الصَّلاةُ، الصَّلاةُ، «إِنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذْهبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُم تَطْهيراً».[6]

        آيا با توجه به اين روايات باز مي‌توان براي آيه، تفسير ديگري جست؟ شگفت از سر دبير مجله «ترجمان الحديث» لاهور پاكستان «احسان الهي ظهير» است كه خود را مترجم و سخن‌گوي احاديث نبوي مي‌داند; امّا با بي‌پروايي خاصي اين همه احاديث را كه نشانگر اختصاص تطهير به اين گروه است ناديده گرفته و در كتاب «الشيعه واهل البيت» به روايت (عكرمه) خارجي اعتماد كرده و مي‌گويد: مقصود همسران پيامبر است و مي‌افزايد كه فرزندان او نيز مجازاً در آن داخل‌اند.

        تنها سؤالي كه باقي مي‌ماند اين است كه چرا آيه تطهير در لابلاي آيات مربوط به همسران پيامبر آمده است؟

        پاسخ آن اين است كه گاهي قرآن در حالي كه دربارة موضوعي سخن مي‌گويد، آن را رها كرده و به موضوعي ديگر مي‌پردازد و اندكي بعد، ديگر بار به همان موضوع نخست برمي‌گردد كه يك نمونه از آن رامی‌آوريم:

        در داستان يوسف، آنگاه كه پرده از خيانت همسر عزيز
        برافتاد و شوهرش از جريان آگاه شد، عزيز رو به همسر خود کرد و گفت:

        «قَالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدَِكُنَّ إِنَّ كَيدَكُنَّ عَظيم».[7]

        «گفت: اين كار مكر شما زنان است و حيله‌هاي شما بزرگ است».

        در حالي كه با همسر خود سخن مي‌گويد ناگهان خطاب را به يوسف متوجه مي‌كند و مي‌گويد:

        «يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا وَاسْتَغْفِري لِذَنْبِكِ إِنَّكِ كُنْتِ مِنَ الخاطِئين».[8]

        «يوسف از او درگذر، و تو ـ اي زليخا! ـ نيز از گناهي كه انجام داده‌اي استغفار كن، تو از خطاكاران بوده‌اي».

        وامّا در اين مورد كه چرا در لابلاي گفتگو دربارة زنان پيامبر (ص) مسألة اهل بيت(علیهم السلام) آمده است، از دو علت می‌توان ياد کرد:

        1. خدا در حالي كه دربارة زنان پيامبر (ص) سخن مي‌گويد، گاهي آنها را تهديد مي‌كند و مي‌گويد:

        «يا نِساءَ النَّبي مَنْ يَأْتِ مِنْكُنَّ بِفاحِشَةٍ مُبَيّنَة يُضاعَف لَها العَذاب ضِعْفَين وَكانَ ذلِكَ عَلي اللّهِ يَسيراً».[9]

        «اي زنان پيامبر، هر يك از شما گناه آشكار و فاحشي مرتكب شود، عذاب او دو چندان خواهد شد، واين براي خدا سهل و آسان است».

        در اين وضعيت، با مطرح كردن اهل بيت و كمالات آنان، مي‌خواهد برساند كه اين خاندان براي شما بهترين الگو هستند، چه بهتر زندگي آنان، سرخط زندگي شما باشد.

        2. بسياري از مسلمانان صدر اسلام دربارة علي (ع) و خاندان او كاملاً حساسيت داشتند. هيچ قبيله و عشيره‌اي نبود كه فردي از آنان به دست امام در غزوه‌هاي اسلامي كشته نشده باشد. برای همين بسياري از آنان از امام سخت دل آزرده و ناراحت بودند و اين نوع بغض و كينه، پس از درگذشت پيامبر آشكار شد و گروه‌هاي زيادي به نوعي از امام و خانواده او انتقام گرفتند.

        به خاطر چنين حساسيتي پيامبر (ص) به فرمان خدا آية مربوط به طهارت و عصمت اين خاندان را در لابلاي آيات مربوط به همسران پيامبر قرار داد تا تجلي زيادي نداشته باشد. آنگاه براي اين كه ايجاد اشتباه نكند، از طريق سنّت و حديث به توضيح مفاد اين آيه پرداخت و پرده از مقصد حقيقي آيه برداشت.

        اين جريان درست مانند اين است كه افراد خردمند و با تجربه اشياي بسيار قيمتي و گرانبها را در درون خانه در ميان اشيايي قرار مي‌دهند كه براي بيگانه چندان جلب توجه نكند، هر چند خود اهل خانه از درون آن آگاه هستند.

        اين بحث را با نقل روايتي از سعد بن ابي وقاص به پايان
        مي‌رسانيم:

        ترمذي در صحيح خود از سعد وقاص نقل مي‌كند كه در ماجراي مباهله، پيامبر، علي و فاطمه، حسن و حسين را خواست و گفت: «اَللّهُمَّ هؤلاءِ أَهْلِي». وي در بخش ديگري از صحيح خود آورده است كه پيامبر(ص) حسن وحسين و علي و فاطمه(علیهم السلام) را با پارچه پوشانيد و فرمود:

        «خدايا! آنان اهل بيت من هستند. خدايا! پليدي را از آنان دور ساز و آنان را به نحو خوبي، پاكيزه گردان! امّ سلمه عرضه داشت: اي پيامبر خدا، من هم از آنان هستم؟ فرمود: تو بر جاي خود باش (وارد كسا مشو) تو زن خوبي هستي».[10]

        --------------------------------------------------------------------------------

        [1] .  احزاب/33.

        [2] . هود/74.

        [3] .  احزاب/33.

        [4] .  نور/36.

        [5] .  الدر المنثور:6/203، تفسير سوره نور; روح المعاني:18/174.

        [6] .  درباره آگاهي از منابع احاديث ياد شده در متن به تفسير طبري:22/5ـ7 و تفسير الدر المنثور:5/198ـ 199 مراجعه فرماييد.

        [7] .  يوسف/28.

        [8] .  يوسف/29.

        [9] .  احزاب/30.

        [10] .  جامع الأُصول، ج10، ص 101ـ 102.

     
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد