مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Friday 23 October 2020 - الجمعة 06 ربيع الأول 1442 - جمعه 2 8 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • علّامه محمد باقر مجلسي(رحمة الله عليه)   
  • 1392-06-09 11:38:23  
  • تعداد بازدید : 78   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • علّامه محمد باقر مجلسي(رحمة الله عليه)
    متوفاى 1111 ق.
    تولد
    علّامه محمد باقر مجلسى به سال 1037 هجرى مساوى با عدد ابجدى جمله «جامع كتاب بحارالانوار» چشم به جهان گشود[1]. پدرش مولا محمد تقى مجلسى از شاگردان بزرگ شيخ بهايى و در علوم اسلامى از سرآمدان روزگار خود به شمار مي‌رفت. وى داراى تأليفات بسيارى از جمله «احياء الاحاديث فى شرح تهذيب الحديث» است. «مادرش دختر صدرالدين محمد عاشوري»[2] است كه خود از پرورش يافتگان خاندان علم و فضيلت بود.
    در دامان زهد
    در خاندانى رشد و نمو كرد كه از نيمه قرن پنجم هجرى به تشيع در ميان مردم مشهور بودند و بسيارى از افراد اين خانواده در قرن دهم و يازدهم از دانشمندان معروف زمان به شمار مي‌رفتند.[3] پدر بزرگش «ملا مقصود» از دانشمندان با تقوا و از مروجين مذهب تشيع بود. وى به خاطر كلام زيبا و اشعار دلنشين و رفتار و گفتار نيكو در محافل و مجالس به «مجلسي» لقب يافته بود و خاندان عاليقدر آنان نيز بدين نام شهرت يافته بودند. [4]
    به دنبال نور
    درس و بحث را در چهار سالگى نزد پدر آغاز كرد[5]. نبوغ سرشار او به حدى بود «كه در چهارده سالگى از فيلسوف بزرگ اسلام ملا صدرا اجازه روايت گرفت.»[6] و سپس در حضور استادانى چون علّامه حسن على شوشتري، امير محمد مؤمن استرآبادي، ميرزاى جزايري، شيخ حر عاملي، ملا محسن استر آبادي، ملا محسن فيض كاشاني، ملا صالح مازندراني، زانوى ادب زد و از خرمن علم و معرفت هر يك خوشه‌ها چيد «و در اين كوشش خستگى ناپذير پاى درس بيش از بيست و يك استاد نشست.»[7] و ازا فكار و عقايد و انديشه‌هاى مختلف آنها بهره جست.
    وى در اندك زمانى بر دانشهاى صرف و نحو، معانى و بيان، لغت و رياضي، تاريخ و فلسفه، حديث و رجال، درايه و اصول و فقه و كلام احاطه كامل پيدا كرد.
    آفتابى بر منبر
    مجلسى كه در مدرسه ملا عبدالله به اقامه نماز و تدريس اشتغال داشت بعد از رحلت پدر بزرگوارش در مسجد جامع اصفهان به اقامه نماز و درس دادن مشغول گشت.»[8] در پاى درس او بيش از هزار طلبه مي‌نشستند و از نور علم و معرفت دل‌هاى خود را جلا مي‌دادند. سيد نعمت الله جزايرى كه نامي‌ترين شاگرد اوست، مي‌گويد:‌
    «با آنكه در سن جوانى به سر مي‌برد چنان در علوم تتبع كرده بود كه احدى از علماى زمانش به آن پايه نرسيده بودند.»[9] «هنگامى كه در مسجد جامع اصفهان مردم را موعظه مي‌كرد هيچ كس فصيح‌تر و خوش كلام تر از او نديدم. حديثى كه شب مطالعه مي‌كردم چون صبح از او مي‌شنيدم چنان بيان مي‌كرد كه گويى هرگز آن را نشنيده‌ام.»‌[10] تواضع و بزرگمنشى او چنان بود كه بسيارى از بزرگان حوزه براى نشان دادن ارادت خود به او و شناساندن ارزش علّامه به طلاب جوان گاهى به پاى درس ايشان حاضر مى شدند. «شيخ محمد فاضل – با اينكه مجلس درس و مباحثه داشت – به حوزه درس علّامه حاضر مي‌شد و عملاً به طلاب درس تواضع مي‌آموخت و علّامه نيز در مقابل به شاگردانش اظهار مي‌داشت استفاده او از من كمتر از استفاده من از اوست بلكه استفاده من از او بيشتر است.»[11]
    محراب بحار
    علّامه مجلسى با خود چنين انديشيد كه بايد گهرهاى گرانبهاى اهل بيت (عليهم‌السلام) را كه از اطراف و اكناف جمع كرده است در قالب محرابى زيبا به نام «بحارالانورا» بگنجاند تا نه تنها طلاب بلكه تمام شيعيان در اين محراب به سوى قبله دلها يعنى كلام اهل بيت به نماز عشق بايستند و بدين وسيله راه را از چاه و درست را از نادرست تشخيص دهند تا هر زمان هر مكتبى درباره هر مطلبى كلامى از اهل بيت خواست شيعيان با انگشت اشاره محراب زيباى «بحار» را نشانه روند. از اين رو دست به كارى عظيم زد و شروع به نگارش اين دايرة المعارف بزرگ تشيع كرد.
    علّامه در مقدمه بحارالانوار چنين مي‌نگارد: «درآغاز كار به مطالعه كتابهاى معروف و متداول پرداختم وبعد از آن به  كتابهاي ديگرى كه در طى اعصار گذشته به علل مختلف متروك و مهجور مانده بود رو آوردم. هر جا كه نسخه حديثى بود سراغ گرفتم و به هر قيمتى كه ممكن شد بهره‌بردارى مي‌كردم. شرق و غرب را جويا گشتم تا نسخه‌هاى بسيار گرد آورى نمودم. در اين مهم دينى جماعتى از برادران مذهبى مرا يارى نمودند و به شهرها و قصبه‌ها و بلاد دور سركشيدند تا به فضل الهى مصادر لازم را به دست آوردند … بعد از تصحيح و تنقيح كتابها بر محتواي آنها واقف شدم، نظم و ترتيب كتاب‌ها را نامناسب ديدم و دسته بندى احاديث را در فصل‌ها و ابواب متنوع راهگشاى محققان و پژوهشگران نيافتم. از اين رو به ترتيب فهرستى همت گماشتم كه از هر جهت جالب و مفيد باشد. در سال 1070 هجرى اين فهرست را نا تمام رها كردم و از فهرست بندى ساير كتابها دست كشيدم كه اقبال عمومى را مطلوب نديدم و سران جامعه را فاسد و نامطبوع ديدم… . ترسيدم كه در روزگارى بعد  از من باز هم نسخه‌هاى تكثير شده من در طاق نسيان متروك و مهجور شود و يا مصيبتى از ستم غارتگران زحمات مرا در تهيه نسخه‌ها بر باد دهد، لذا راه خود را عوض كردم – از خدا يارى طلبيدم – و به كتاب بحارالانوار پرداختم.
    … در اين كتاب پربار قريب 3000 باب طى 48 كتاب علمى خواهيد يافت كه شامل هزاران حديث است، شما در اين كتاب براى اولين بار با نام برخى از كتابها آشنا مي‌شويد كه سابقه علمى ندارند و طرح آن كاملاً تازه است.
    پس اى برادران دينى كه ولايت امامان را در دل و ثناى آنان را بر زبان داريد به سوى اين خوان نعمت بشتابيد و با اعتراف و يقين كتاب مرا دست به دست ببريد و با اعتماد كامل به آن چنگ بزنيد و از آنان نباشيد كه آنچه را در دل ندارند بر زبان مي‌آورند.»[12]
    اما فرصت كم و مشاغل زياد او مانع از آن شد كه به تصحيح روايات بپردازد. به همين علت در مقدمه چنين نگاشت: «در نظر دارم كه اگر مرگ مهلت دهد و فضل الهى مساعدت نمايد شرح كاملى متضمن بر بسيارى از مقاصدى كه در مصنفات ساير علما باشد بر آن «بحارالانوار» بنويسم و براى استفاده خردمندان ، قلم را به قدر كافى پيرامون آن به گردش درآورم.»[13]
    علامه مجلسى قدرت تصحيح روايات و احاديث را به خوبى دارا بود همان گونه كه اين قدرت و ژرف نگرى خود را در مراة‌العقول به نمايش گذارده است.
    حضرت امام خمينى (ره) درباره بحارالانوار مي‌فرمايد: «بحار خزانه همه اخبارى است كه به پيشوايان اسلام نسبت داده شده،  چه درست باشد يا نادرست، در آن كتابهايى هست كه خود صاحب بحار آنها را درست نمي‌داند و او نخواسته كتاب علمى بنويسد تا كسى اشكال كند كه چرا اين كتاب‌ها را فراهم كردي!». [14]
    سفر با سلاح قلم
    علّامه هيچگاه در سفر، قلم – اين سلاح حوزوى – را از خود جدا نمي‌ساخت و همواره آن را چون دل خويش صيقل مى داد و با آن به راز و نياز مي‌پرداخت. «علّامه جلد بيست و دوم بحار الانوار را در نجف اشرف بعد از مراجعت از سفر حج تأليف نمود.[15]» و «در مراجعت از سفر خراسان در بين راه ترجمه خطبه امام رضا (عليه‌السلام) و رساله وجيزه رجب را نگاشت.»[16]

    هنگام سفرهاى علّامه طلاب فرصت را غنيمت مي‌شمردند و با او همراه مي‌شدند تا در فضايى ساده و دوستانه سعادت واقعى را در كلام او جستجو كنند « مير محمد خاتون آبادي مي‌گويد: من در اوان كودكى در تحصيل حكمت و معقول حريص بودم و تمام اوقات عمر خود را در آن مصروف مي‌داشتم تا آنكه در راه حج به صحبت علّامه مولى محمد باقر مجلسى مشرف گرديدم و با او ارتباط نزديك يافتم و از نور علم و هدايتش رهبرى شدم و به تحصيل و تتبع در كتب فقه و حديث و علوم مشغول شدم و مدت چهل سال بقيه عمرم را از فيوضات او بهره‌مند شدم.»[17]
    « در روزهايى كه علامه در مشهد مقدس براى زيارت مشرف بود جمعى  انبوه از علماء فضلا و طلاب جهت استفاده از علوم او تقاضاى درس حديث مي‌كردند و علّامه مجلسى چهل حديث (اربعون حديث) را در اين ايام نوشت.» هنگامى كه علّامه شرح اربعين را به اتمام رساند يكى از فضلاى اهل سنت بعد از ديدن كتاب از راه انصاف و محبت گفت: ما گمان مي‌كرديم پايه علمى علّامه مجلسى منحصر به ترجمه كتاب از عربى به فاسى است تا اينكه كتاب «اسماء و العالم» بحار و «شرح اربعين» او را ديدم، دانستم كه علّامه مجلسى دانايى است كه مافوق او در علم نمي‌باشد.»
    غروب غمگين
    عالم خستگي ناپذير مرحوم علامه مجلسي (رحمة الله عليه) پس از عمري در راستاي احياي احاديث گرانبهاي اهل بيتعصمت و طهارت (عليهم السلام) سپري شد بالاخره در 27 رمضان سال 1111 ق. وفات نمود و پيكر پاك ايشان در كنار مسجد جامع اصفهان و در كنار مزار پدر فرزانه اش محمد تقي مجلسي سپرده شد.[18]
    --------------------------------------------------------------------------------
     [1] - ريحانة الادب، محمد علي مدرس تبريزي: ج 5، ص 196.
    [2] - الذريعة: آقا بزرگ تهراني، ج 1، ص 151.
    [3] - زندگي‌نامه علّامه مجلسي، سيد مصلح الدين مهدوي، ج 1‚ ص 53.
    [4] - كارنامه علّامه مجلسي: ص 145.
    [5] - زندگينامه علّامه مجلسي‚ ج 1، ص 55.
    [6] - همان، ص 426.
    [7] - يادنامه علّامه مجلسي‚ ص 5.
    [8] - همان.
    [9] - نابغه فقه و حديث: ص 148.
    10] - زندگي نامه علّامه مجلسي: ج 1‚ ص 148.
    [11] - همان، ص 66.
    [12] - مقدمه بحارالانوار: يادنامه علّامه مجلسي ص 6، 7 و 8.
    [13] - كارنامه علّامه مجلسي: مقدمه بحار‚ ص 51.
    [14] - كشف الاسرار: ص 319.
    [15] - زندگينامه علامه مجلسي: ج اول، ص 160.
    [16] - همان مدرك، ص 161.
    [17] - الكني و الالقاب: ج 3، ص 123.
    [18] - قصص العلماء ص 205
    منبع:موسسه جهاني سبطين 

    منبع:موسسه جهاني سبطين  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد