مرکز مطالعات شيعه
ArticleID PicAddress Subject Date
{ArticleID}
{Header}
{Subject}

{Comment}

 {StringDate}
Tuesday 20 October 2020 - الثلاثاء 03 ربيع الأول 1442 - سه شنبه 29 7 1399
 
 
مجموعه کتب
 
 
 
 
 
 
كتابخانه بزرگان دین
 

کتابهای حضرت امام خمینی ره

کتابهای شهید مطهری ره

کتابهای حجه السلام قرائتی

کتابهای آیت الله جوادی آملی 

کتابهای آیت الله مکارم شیرازی

 
 
 
 
 
فرقه هاي نوظهور
 
 
 
 
 
 
نمایش مطلب
 
  • مقدس اردبيلي(رحمة الله عليه)   
  • 1392-06-09 11:29:45  
  • تعداد بازدید : 31   
  • ارسال به دوستان
  •  
  •  
  • مقدس اردبيلي(رحمة الله عليه)
    متوفاى 993 ق.
    توليد و تحصيل
    در قرن دهم هجرى قمرى در شهر اردبيل كودكى سعادتمند پا به عرصه وجود گذاشت. او بعد از رشد و شكوفايى و طى مراحل علمى و كسب كمالات معنوى و عرفانى به مرتبه اى از دانش و معرفت و زهد و تقوا رسيد كه پس چهار قرن هنوز الگوى عالمان و پرهيزكاران است.
    نامش احمد و فرزند محمد  و از خانواده‌اى دوستدار اهل بيت (عليهم‌السلام) بود. پس از رشد و گذراندن تحصيلاتى چند به قصد تكميل تحصيلات و كسب كمالات معنوى به نجف اشرف مهاجرت كرد و در جوار مرقد مطهر مولاى متقيان امام على (عليه‌السلام) به كسب علم و فضيلت پرداخت.
    وى علوم نقلى و فقه را از محضر سيد على صائغ و ديگر استادان حوزه نجف فراگرفت. سيد على صائغ از آن جمله شاگردان برجسته شهيد ثانى بود كه استادش به وى علاقه فراوان داشت. [1]
    وى همواره در جستجوى دانش بود و در طول عمر پربركت خود از هيچ كوششى براى آموختن غفلت نمي‌كرد. هر جا كه از وجود دانشمند و عالمى نشانى مي‌يافت به خدمتش مي‌شتافت و از علم و معرفت وى بهره مي‌گرفت. به همين دليل زمانى نيز براى استفاده از محضرت فيلسوف و عالم وارسته جمال الدين محمود (از شاگردان فيلسوف نامى جمال‌الدين دواني) به شيراز مهاجرت كرد و مدتى نزد وى به تحصيل علوم عقلى مشغول گرديد. او علم و عمل را وجهه همت خويش ساخت و در زهد و تقوا به درجه اى رسيد كه به «مقدس» شهرت يافت و در تحقيق و ژرف نگرى علمى به اندازه اى تبحر داشت كه به «محقق» معروف شد.
    در گفتار بزرگان
    وى از آن جمله عالمانى است كه مورد تجليل فراوان علما و فقها قرار گرفته است. سيد مصطفى تفرشى از معاصران محقق اردبيلى مي‌نويسد: «امرش در جلالت و اطمينان و امانت مشهورتر از آن است كه ذكر شود و بالاتر از آن است كه عبارتى بتواند آن را وصف كند. او متكلمى فقيه و عظيم‌الشأن و جليل القدر و بلند منزلت و با ورع‌ترين شخص زمانش و عابدترين و با تقواترين آنها بود.» [2]
    شيخ حر عاملى كه خود از چهره‌ها و بزرگان دين و دانش است مي‌نويسد: «احمد بن محمد اردبيلى عالمى فاضل, محققى عابد, مورد اطمينان و پارسا, عظيم‌الشأن و جليل القدر و معاصر شيخ بهايى بود.»‌[3]
    علّامه بزرگوار مجلسى مي‌نويسد: «محقق اردبيلى در قداست نفس و تقوا و زهد و فضل به مقام نهايى رسيد و در ميان عالمان متقدم و متأخر شخصيت بزرگى چون او را سراغ ندارم... كتب او داراى بالاترين مراتب دقت نظر و تحقيق است.»[4]
    محدث بزرگوار حاج شيخ عباس قمى مي‌نويسد: «شيخ اجل, عالم رباني, فقيه محقق صمدانى معروف به محقق اردبيلي... در مراتب علم و فضل و عبادت و زهد و كرامت و وثاقت و تقوا و ورع و جلالت به درجه اى رسيد كه توصيف نشود و در قدس و تقوا به مرتبه‌اى رسيد كه به او مثل زده شود و به راستى اشعه انوار جمال و پرتو حسن آن عالم مفضال چنان تجلى كرده كه بر هيچ ديده پوشيده نيست.» [5]
    احياگر حوزه نجف
    سالها تحصيل و تحقيق در پرتو زهد و تقوا, از مقدس اردبيلى فقيه و عالمى كم نظير ساخته بود و طولى نكشيد كه رياست و زعامت شيعه و حوزه علميه نجف را عهده دار شد. هنگامى كه مقدس اردبيلى پا به عرصه فعاليتهاى علمى و تبليغى گذاشت نجف بسيار خاموش و بى تحرك بود و دانش پژوهان اندكى در آنجا مشغول تحصيل بودند و حوزه آن از شكوه دوران شيخ طوسى بي‌بهره بود. در اين زمان احياگرى سراسر پاكى و فضيلت قيام كرد و با زهد خود به مقابله با كمبودها و با تقوا و صبر خودبه رفع كاستي‌ها برخاست و با معنويت خويش به حوزه نجف روح و صفا بخشيد و نجف را ميعادگاه طلاب دانش پژوه ساخت و جويندگان دانش را به آنجا جلب كرد. آيت الله سيد حسن صدر در اين باره مي‌نويسد: «در زمان مقدس اردبيلى دوباره كوچ علمى به نجف آغاز شد, حوزه تقويت يافت و مردم از اطراف ديگر شهرها و بلاد به آنجا روى آوردند و آن شهر به صورت بزرگترين مركز علمى درآمد.» [6]
    بر مسند تدريس
    محقق اردبيلى در مدت عمر گرانمايه خود خدمات ارزنده‌اى براى عالم تشيع انجام داد. وى پس از كسب علوم عالى بر كرسى تدريس نشست و با كمال دقت و حوصله مسائل و مباحث علمى را به شاگردان خويش تعليم داد. او همان گونه كه نفس خويش را تهذيب كرده بود معتقد به تهذيب زوايد و اضافات كتاب هاى درسى حوزه بود و از تدريس و تعليم مطالبى كه فايده اى بر آن مترتب نبود پرهيز مي‌كرد. او با نفس قدسى خودكسانى را براى جامعه بزرگ تشيع تربيت كرد كه هر يك چهره‌اى برجسته در علم و اجتهاد شدند و منشأ آثار ارزنده‌اى براى عالم اسلام گرديدند. شاگردان برجسته وى را چنين برشمرده‌اند:‌
    1- شيخ حسن (متوفى 1011 ق.) فرزند شهيد ثانى (مؤلف كتابهاى معالم الاصول والمنتقي)
    2- سيد محمد (متوفى 1009 ق.)نوه دخترى شهيد ثاني, معروف به صاحب مدارك.
    3- مير فيض الله تفرشى
    4- عنايت الله كوهپايه‌اي, ترتيب دهنده برخى از كتابهاى رجالي.
    5- ملا عبدالله شوشترى (متوفى 1021 ق.)
    تأليفات
    فقيه بزرگوار محقق اردبيلى علاوه بر تدريس, كتابهاى پر ارجى نيز در موضوعات كلام, فقه, اصول, سيره اهل بيت (عليهم‌السلام) و عقايد تأليف كرد كه از برخى آنها اثرى در دست نيست. فهرست قسمتى از اين آثار عبارتند از:
    1- استيناس المعنويه (در علم كلام)
    2- بحر المناقب
    3- حاشيه بر شرح تجريد
    4- حديقه الشيعه
    5- رساله خراجيه
    6- زبدة البيان فى آيات الاحكام
    7- مقالة فى الامر بالشى (در علم اصول)
    8- مناسك حج (فارسي)
    9- مجمع الفايده والبرهان فى شرح ارشاد الاذهان. اين كتاب يكى از مشهورترين و عميق‌ترين دايرةالمعارف‌هاى فقه استدلالى و يكى از مصادر و منابع گران سنگ فقه جعفرى است كه همواره مورد توجه مجتهدان بوده است. محقق اين كتاب را به مثابه شرحى بر كتاب ارشاد علامه حلى نوشته ولى خود كتابى  بسيار مفصل و عميق است كه با دقت و كنكاشى عظيم به تحلّيل و بررسى مباحث فقهى پرداخته است.
    در وادى كرامت
    از زندگى اين عابد و عارف كامل كراماتى نقل شده است. در ذيل به دو نمونه آن اشاره مي‌كنيم:
    فردى از اهل تفرش به نام مير علام (مير فيض الله) كه يكى از شاگردان و نزديكان مقدس اردبيلى و فردى دانشمند و پارسا بود, مي‌گويد:‌
    من در مدرسه اى كه حجره‌هاى آن در صحن مطهر اميرالمؤمنين على (عليه‌السلام) قرار داشت, سكونت كرده, به فراگرفتن علم اشتغال داشتم. در يكى از شبهاى تاريك پس از آنكه از مطالعه فارغ شدم از حجره بيرون آمدم و به اطراف نگاه كردم كه ناگهان ديدم مردى با سرعت به طرف قبه مبارك مي‌رود. با خود گفتم شايد اين مرد دزدى است كه مي‌خواهد به حرم دستبرد بزند و قنديلهاى حرم مطهر را به يغما ببرد! به ناچار به طورى كه او متوجه نشود تعقيبش كردم ديدم به طرف در حرم مبارك رفت و اندكى توقف كرد. بلافاصله قفل در گشوده شد و بر زمين افتاد و در باز شد واو وارد گرديد و بعد در دوم و سوم نيز به همان صورت باز شد. ديدم آن مرد به كنار مرقد مطهر مشرف شده, سلام عرض كرد و از جانب قبر مطهر پاسخ داده شد. من صدايش را شناختم و متوجه شدم با امام (عليه‌السلام) درباره يكى از مسائل علمى گفتگو مي‌كند. سپس از حرم خارج و به جانب مسجد كوفه رهسپار شد. من هم پشت سر او به طورى كه متوجه من نبود حركت كردم (تا از اسرار او سر دربياورم) وقتى به مسجد رسيد به محراب مسجد نزديك شد و باز شنيدم كه با بزرگى درباره همان مسأله علمى گفتگو مي‌كند. پس از آنكه پاسخ خود را شنيد از آنجا بيرون آمد . من هم در تعقيب او حركت كردم. وقتى به دروازه شهر رسيد, هوا روشن شده بود. پيش از آنكه از دروازه خارج شود با صداى بلند او را مورد خطاب قرار داده,‌گفتم: اى مولاى ما, من از آغاز تا انجام كار همراه شما بودم. اينك بفرماييد آن دو بزرگوار كه با آنها درباره مسائل علمى صحبت مي‌كرديد چه كسانى بودند؟ مقدس وقتى اين درخواست را شنيد, پس از آنكه تعهدات لازم را گرفت كه تا موقع حياتش به كسى اطلاع ندهم, فرمود: اى فرزند من! بسيارى از اوقات مسائل مختلفى براي من گنگ و مبهم مي‌ماند, پس در هنگام شب به مرقد مطهر اميرمؤمنان (عليه‌السلام) مي‌روم و مسأله را براى حضرت مطرح و جوابش را دريافت مي‌كنم. امشب نيز بر طبق معمول به حضور انور شرفياب شدم و حضرت مرا به صاحب‌الزمان (عليه‌السلام) حواله كرد و فرمود: فرزندم مهدى (عجل الله تعالى فرجه) در مسجد كوفه است, به حضورش برس و پاسخ مسائل خود را از آن حضرت استدعا كن. آن مردى كه در مسجد كوفه ديدى حضرت مهدى (عليه‌السلام) بود. [7]
    وى شبى پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله) را درخواب ديد كه حضرت موسى (عليه‌السلام) در خدمت آن بزرگوار نشسته است و مقدس نيز در آنجا حضور دارد. پس حضرت موسى از رسول خدا (صلى الله عليه و آله) سؤال كرد: اين مرد كيست؟ پيامبر فرمود: از خودش سؤال كن. حضرت موسى (عليه‌السلام) از مقدس پرسيد تو كيستي؟ مقدس جواب داد: من احمد پسر محمد از اهل اردبيل هستم و در فلان كوچه,‌فلان خانه منزل من است. حضرت موسى (عليه‌السلام) تعجب كرد و گفت: من از اسم تو سؤال كردم اين همه تفصيل براى چه بود؟ مقدس در جواب گفت: خداوند عالم وقتى از تو سؤال كرد كه اين چيست كه در دست تو است تو چرا آن قدر در پاسخ تفصيل دادي؟
    حضرت موسى (عليه‌السلام) به پيغمبر (صلى الله عليه و آله) گفت: راست گفتى كه علماى امت من همانند انبياى بنى اسرائيل مي‌باشند.[8]
    رحلت
    سرانجام ماه رجب سال 993 ق. فرا رسيد. در اين سال آفتاب فقاهت كه از شهر اردبيل درخشيدن آغاز كرده و در سراسر جهان تشيع پرتو افشانى نموده بود پس از عمرى تلاش و كوشش خستگى ناپذير در راه دين و شريعت جاودانى اسلام در نجف اشرف غروب كرد؛ هر چند اين غروب جسم اوبود و روح مقدسش با آثار ارزشمندش همچنان پرتو افشان اسلام و تشيع است. پيكر مطهر مقدس اردبيلى را شيعيان و دوستانش در حرم مطهر مولاى متقيان حضرت على (عليه‌السلام) به خاك سپردند تا همان گونه كه در دنيا عاشق اهل بيت (عليهم‌ السلام) بود در آخرت نيز همنشين آنها باشد.
    --------------------------------------------------------------------------------
     [1] ـ اعيان الشيعه: سيد محسن امين عاملي, ج 7, ص 154.
    [2] ـ نقد الرجال: سيد مصطفي تفرشي, ص 29.
    [3] ـ امل الآمال: قسم دوم, ص 23.
    [4] ـ بحارالانوار: علّامه محمد باقر مجلسي, ج 1, ص 42.
    [5] ـ فوائد الرضويه, شيخ عباس قمي ص، 23.
    [6] ـ موسوعة العتبات المقدسه, جعفر الخليلي: ج 7, ص 57.
    [7] ـ همان, بحارالانوار: ج 52, ص 174.
    [8] ـ قصص العلماء: ميرزا محمد تنكابني, ص 345.
    منبع:موسسه جهاني سبطين  

    منبع:موسسه جهاني سبطين  
    نام :
    نام خانوادگی :
    ایمیل :
     
    متن :
    متوسط امتیاز :
    %0
    تعداد آراء :
    0
    امتیاز شما :
     
     
     
    ليست مقالات
     
     
     
     

    درباره ما | تماس باما  |  نقشه سایت |خبرخوان

    هرگونه کپی برداری ازسایت محفوظ می باشد فقط با ذکر منبع مانعی ندارد